نگرشی به توانمندی شهروندان؛ عبور از دوگانة بیطرفی-کمالگرایی در نظریة دولت
https://doi.org/10.22054/tssq.2026.85745.1662
علی ولایی، سید محمد قاری سید فاطمی
چکیده نظریات بیطرفی و کمالگرایی، بر خلاف دوگانهاندیشی رایج، ایدههای فلسفی همگرایی هستند و تفاوت آنها غیرماهوی و ناظر به میزان مداخله دولت است و تنها مدلهای بیطرفی نامحدود و کمالگرایی تمامعیار با یکدیگر قابل جمع نخواهند بود. صورتبندی دولتی بیطرف که مروّج فضیلتهای فردی باشد، لزوماً استوار بر پایههای متناقض نظری نیست؛ بلکه دخالت ترویجی و غیرتحمیلی دولت در گسترش فهرستی حداقلی از خیرهای مشترک که مورد اجماع همپوشان شهروندان قرار دارد، با مراتبی از بیطرفی دولت سازگار است. وظیفه دولت، تأمین شرایط توانمندسازی شهروندان و اقدامات ایجابی جهت فراهم کردن امکانات لازم برای شکوفایی قابلیتهای آنها است. این غایت مستلزم برابری فرصتها در راستای توانمندی شهروندان، رواداری در راستای پذیرش حق بر خطا، خودآیینی در راستای فراهم ساختن زمینه انتخابگری، آزادی جمهوریخواهانه و نفی سلطه در راستای شکوفایی قابلیتها است که در کنار یکدیگر، بیطرفی محدود را به مثابه فضیلت نهادی دولت را رقم میزنند. انگیزه درست دولت به عنوان شخص حقوقی فضیلتمند را نیز میتوان در رعایت بیطرفی در توجیه و ارائه استدلالهای بیطرفانه یا ترجمه به زبانی عمومی یافت که برای همگان در دسترس باشد. مقاله حاضر به دنبال ارزیابی مبانی و ویژگیهای مدل مطلوب دولت توانمندساز و مسأله آن، تبیین نقطه بهینه میان بیطرفی و کمالگرایی برای دولت، با از طریق تفکیک میان فضیلتمندی دولت و جامعه است. بر اساس یافتههای پژوهش، فضیلتمندی دولت را در بیطرفی محدود و فضیلتمندی جامعه را از طریق کمالگرایی معتدل و غیرمستقیم و نقش ترویجی و اقناعی میتوان پی گرفت. همراهی این دو نوع فضیلتمندی در دولت و جامعه به صورت توأمان، مستلزم تحدید مفهومی فضیلت و بیطرفی و نیز تقلیل معایب آنها نسبت به مدلهای مستقل خواهد بود.


















