روابط بین الملل
هادی تقی پور اردشیری؛ مرتضی نورمحمدی
چکیده
در حالی که تأثیر فناوری بر اقتصاد سیاسی بینالملل به طور گسترده پژوهش شده است، اما درک محیط نوین کنشگری و الگوی روابط کنشگران در بستر توسعه هوش مصنوعی همچنان ناقص است. تأثیرگذاری هوش مصنوعی بر کنشگران به ویژه دولتها مسئله اساسی است که نیاز به بررسی علمی دارد. هدف این پژوهش نیز بررسی و تحلیل ابعاد این تأثیرگذاریها است. پرسش ...
بیشتر
در حالی که تأثیر فناوری بر اقتصاد سیاسی بینالملل به طور گسترده پژوهش شده است، اما درک محیط نوین کنشگری و الگوی روابط کنشگران در بستر توسعه هوش مصنوعی همچنان ناقص است. تأثیرگذاری هوش مصنوعی بر کنشگران به ویژه دولتها مسئله اساسی است که نیاز به بررسی علمی دارد. هدف این پژوهش نیز بررسی و تحلیل ابعاد این تأثیرگذاریها است. پرسش اساسی آن است که چگونه هوش مصنوعی میتواند ماهیت کنشگران اقتصاد سیاسی بین الملل به ویژه دولت را تغییر دهد؟ فرضیه پژوهش آن است که هوش مصنوعی با دگرگونسازی ظرفیتهای کنشگران در ابعادی نظیر تصمیمگیری، دادهمحوری و خودمختاری، ماهیت آنان را تغییر داده و در نتیجه به پیدایش الگوهای جدید و پیچیدهتری از روابط میان کنشگران منجر میشود. پژوهش حاضر از رویکرد توصیفی-تحلیلی بهره برده است تا دادههای پیش و پس از سال 2010 که نقطه عطف توسعه هوش مصنوعی است را طبق 4 شاخصی که بر اساس نظریه وابستگی متقابل پیچیده رابرت کیوهن و جوزف نای انتخاب شده است، بررسی نماید. این 4 شاخص شامل تاثیر هوشمصنوعی بر سرشت کنشگران، ظهورکنشگران جدید، اهداف و منافع، و الگوی روابط کنشگران در است. یافتههای پژوهش نشان داد که هوش مصنوعی با ایجاد ظرفیتهای نوین برای کنشگران، عملکرد آنها را تغییر داده است. این تغییر موجب ایجاد الگوی نوینی از روابط پیچیده میان کنشگران گردیده است. طبق این الگو، تحول در ماهیت کنشگران به معنای بازتعریف عملکرد کنشگران به ویژه دولت و پیوستگی بیشتر آن ها با یکدیگر است که از طریق هوش مصنوعی به تولید ثروت و قدرت مبادرت میورزند.
روابط بین الملل
فریبرز ارغوانی پیرسلامی؛ سجاد کریمیان
چکیده
ارتقای قدرت چین در نظم بینالمللی موجود گمانههای بسیاری را در خصوص رویکرد و نگاه آن به ماهیت نظم بینالمللی مطلوب به وجود آورده است. با توجه به تلاش هر قدرت نوظهور برای انطباق نظم بینالمللی متناسب با منافع و آرمانهای خویش، شناخت رویکرد چین به نظم بینالمللی بهویژه در سده بیست و یکم از اهمیت برخوردار است. این مقاله با بازشناسی ...
بیشتر
ارتقای قدرت چین در نظم بینالمللی موجود گمانههای بسیاری را در خصوص رویکرد و نگاه آن به ماهیت نظم بینالمللی مطلوب به وجود آورده است. با توجه به تلاش هر قدرت نوظهور برای انطباق نظم بینالمللی متناسب با منافع و آرمانهای خویش، شناخت رویکرد چین به نظم بینالمللی بهویژه در سده بیست و یکم از اهمیت برخوردار است. این مقاله با بازشناسی مفهوم «هماهنگی» بهعنوان مرکز ثقل نظام فکری و اندیشگی چین، واکاوی چیستی و ماهیت رویکرد چین به نظم بینالمللی را ذیل این مفهوم هدف خود قرار داده است. بر این اساس، این مقاله با طرح این پرسش که نظم بینالمللی چینی ذیل مفهوم هماهنگی چگونه و با چه ماهیت و مختصاتی قابلشناسایی است؟ ضمن نشان دادن برآمدن مفهوم هماهنگی از مهمترین مکاتب فکری چین یعنی کنفوسیوسیم و تائوئیسم بر این نظر است که نظم چینی در بستر سده بیست و یکم فراتر از نگاه یکسانانگار به نظام بینالمللی به دنبال تحقق تعادل و هماهنگیای است که از طریق به رسمیت شناختن تفاوتها حاصل میشود؛ بهبیاندیگر هماهنگی زمانی محقق میشود که تفاوتها پذیرفته شده و همکاری و رقابت محور تعاملات باشد. یافتههای این پژوهش که با روش توصیفی-تبیینی و از دل واکاوی مکاتب فکری چین و مصادیق آن در جهان واقع به دست آمده نشان میدهد که معنای نظم از منظر هماهنگی با آنچه در نظم غربی مدنظر است متفاوت است. به رسمت شناختن تفاوتها، احترام برای ارزشهای دیگری، اصالت همکاری در مقابل تنازع و رقابت از مهمترین ویژگیهای این نظم است.
روابط بین الملل
سجاد صادقی
چکیده
بررسی رویکرد سنجی، مفهوم سنجی و الگو یابی 24 سخنرانی روسای دولتهای جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی نشاندهنده وجود یک همگرایی و همسویی در مبانی دکترین سیاست خارجی علیرغم تفاوتهای عملکردی سیاست خارجی و تفاوت جهتگیری در سیاستگذاری داخلی این دولتها است. یافتههای اصلی این پژوهش شامل ...
بیشتر
بررسی رویکرد سنجی، مفهوم سنجی و الگو یابی 24 سخنرانی روسای دولتهای جمهوری اسلامی ایران در مجمع عمومی سازمان ملل مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی نشاندهنده وجود یک همگرایی و همسویی در مبانی دکترین سیاست خارجی علیرغم تفاوتهای عملکردی سیاست خارجی و تفاوت جهتگیری در سیاستگذاری داخلی این دولتها است. یافتههای اصلی این پژوهش شامل گزارههای «استمرار تکمیلی دکترین سیاست خارجی سلطه ستیز با لحاظ کردن تغییرات متن اجتماعی بینالملل مبتنی بر نیازهای منافع ملی»، «جهتگیری تحول خواهانه در نظامبینالملل» و «تلاش برای ایجاد روند اصلاحگرایانه در نظام بینالملل» در میان دولتهای جمهوری اسلامی ایران به عنوان جهتگیری اصلی در سیاست خارجی مشهود است؛ که بر این مبنای دکترین اصلی و مستمر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران «دکترین تحولخواهی در نظام بینالملل» است. بر این اساس رفتار سیاستگذاران در برخورد با اتحادهای منطقهای و بینالمللی و همچنین رابطه جمهوری اسلامی ایران در حوزه سیاست همسایگی و سایر روابط خارجی قابل پیشبینی و تحلیل میگردد. همه چیز در دو فرآیند «تحولخواهی» در مقابل «وضعیت کنونی» و «تحولخواهی» در تقابل با «نظام بینالملل کنونی» که از آن تلقی «نظام سلطه» شده است، خلاصه میشود. به همین دلیل سیاست خارجی مصرانه به دنبال پیوستن و عملکرد مؤثر در اتحادهایی که هدف نهایی آنها تحول در نظام بینالملل کنونی است و در سیاستگذاری کلان کشور «نگاه به شرق» و «حمایت از دکترین مقاومت» به عنوان اصول مهم زیربنایی لحاظ میگردد؛ زیرا این روندها رویکردی تحول خواهانه در مقابل وضعیت کنونی نظام بینالملل سلطه محور تلقی میگردد. روش پژوهش به کار رفته نیز «الگو یابی مبتنی بر تحلیل محتوای کیفی استقرایی» است.
روابط بین الملل
امیررهام شجاعی؛ رضا سیمبر
چکیده
بحران غزه که پس از وقایع 7 اکتبر 2023 به صورت یک جنگ تمامعیار متجلی شد، به کانون توجهات بینالمللی بدل گشت. کشورهای مختلف دنیا، بنا بر مقتضیات داخلی و خارجی خود، رویکردهای متفاوتی را در قبال این بحران اتخاذ نموده و به ایفای نقش متناسب با این رویکردها پرداختند. در این میان، کشورهای شورای همکاری خلیجفارس شامل عربستان سعودی، امارات ...
بیشتر
بحران غزه که پس از وقایع 7 اکتبر 2023 به صورت یک جنگ تمامعیار متجلی شد، به کانون توجهات بینالمللی بدل گشت. کشورهای مختلف دنیا، بنا بر مقتضیات داخلی و خارجی خود، رویکردهای متفاوتی را در قبال این بحران اتخاذ نموده و به ایفای نقش متناسب با این رویکردها پرداختند. در این میان، کشورهای شورای همکاری خلیجفارس شامل عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، بحرین، عمان و کویت؛ با توجه به نگرشی که نسبت به این بحران داشتهاند، سیاستهای خاصی را دنبال نموده که تنوع آن در بین این شش کشور عمدتا بسیار متفاوت بوده است. از این جهت، به نظر میرسد که تحلیلهای تک سطحی توانایی تبیینی مناسب نداشته باشند. در این مقاله با بهرهگیری از نظریه واقعگرایینوکلاسیک و با تأکید بر متغیرهای دولتیِ سطح واحد؛ به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که سیاست خارجی کشورهای شورای همکاری خلیجفارس در قبال بحران غزه (7 اکتبر 2023 تاکنون)، متأثر از چه عواملی بوده، در قالب چه رویکردهایی متجلی شده و چگونه قابل تبیین است؟ یافتههای پژوهش با تأکید بر تنوع این رویکردها و تأیید اثرگذاری همزمان و دوسویه عوامل خارجی(نظامبینالملل) و متغیرهای میانجیِ دولتیِ سطح واحد(نقش عوامل داخلی از جمله ادراکات رهبران، نخبگان و...) را برجسته میکند. شیوه انجام پژوهش تحلیلی-تبیینی و با تکیه بر منابع بهروز کتابخانهای و رسانهای است.
روابط بین الملل
احسان جعفری فر؛ علی باقری دولت آبادی
چکیده
اقتصاد ایران متکی بر صادرات انرژی است و به سبب این وابستگی مالی در برابر فشارهای ناشی از تحریم صادرات نفت و گاز آسیبپذیر است. به همین خاطر بحث امنیت انرژی یکی از مهمترین موضوعات اقتصاد سیاسی ایران به شمار میآید. پژوهش حاضر به روش تبیینی-تحلیلی و شیوه گردآوری داده به روش کتابخانهای درصدد پاسخ به این پرسش برآمده است که امنیت ...
بیشتر
اقتصاد ایران متکی بر صادرات انرژی است و به سبب این وابستگی مالی در برابر فشارهای ناشی از تحریم صادرات نفت و گاز آسیبپذیر است. به همین خاطر بحث امنیت انرژی یکی از مهمترین موضوعات اقتصاد سیاسی ایران به شمار میآید. پژوهش حاضر به روش تبیینی-تحلیلی و شیوه گردآوری داده به روش کتابخانهای درصدد پاسخ به این پرسش برآمده است که امنیت انرژی ایران را چه مواردی تهدید میکند؟ فرضیه مقاله این است که تشدید و استمرار تحریمهای اقتصادی علیه بخش انرژی ایران، از دهه 1390 به بعد سبب تشدید چالشهای امنیت انرژی کشور در سه حوزه حاکمیت، استحکام و تابآوری شده است بهگونهای که حتی در صورت رفع تحریمها، مقابله مؤثر با این چالشها نیازمند اصلاح بنیادی شیوههای حکمرانی در بخش انرژی کشور است. یافتههای پژوهش نشان میدهد حتی با پایان یافتن تحریمها، ایران در صادرات انرژی خود با چالشهایی همچون افت قیمت و تقاضای جهانی، عدم پیوستن به شبکههای انرژی منطقه، بهرهبرداری نامتوازن از میدانهای مشترک با همسایگان، بروز نبودن فناوریها و کاهش سرمایهگذاری در حوزه انرژی روبرو است. بنابراین رفع تحریمها مقدمهای برای پرداختن به برخی از این چالشها همچون کاهش سرمایهگذاری خارجی و بهروز نبودن فناوری خواهد بود و نه درمانی برای همه دردها و مشکلات. ازاینرو؛ ضروری است ایران در حوزه دیپلماسی انرژی فعالتر عمل نماید.
روابط بین الملل
رضا رحمتی
چکیده
نگاهی به سبد رأی حزب دست راستی «دموکراتهای سوئد» نشاندهنده سیر صعودی این حزب به سمت کسب آرا بیشتر بوده است. مسئله اساسی در اینجا چیستی، چرایی و چگونگی جهش سیاسی و انتخاباتی حزب دست راستی دموکرات سوئد و موفقیت این حزب بهعنوان «حزب حامی» دولت دست راستی ائتلافی در این کشور است. هدف پژوهش: مطالعات در خصوص گرایشهای مختلف ...
بیشتر
نگاهی به سبد رأی حزب دست راستی «دموکراتهای سوئد» نشاندهنده سیر صعودی این حزب به سمت کسب آرا بیشتر بوده است. مسئله اساسی در اینجا چیستی، چرایی و چگونگی جهش سیاسی و انتخاباتی حزب دست راستی دموکرات سوئد و موفقیت این حزب بهعنوان «حزب حامی» دولت دست راستی ائتلافی در این کشور است. هدف پژوهش: مطالعات در خصوص گرایشهای مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی احزاب راست در اروپا کمتر به استراتژیهای رفتاری این احزاب توجه داشته است. بنابراین ضرورت تحقیق بر روی تأثیر انتخابهای استراتژیک این احزاب در شکلدهی به ائتلافهای انتخاباتی و رفتار سیاسی حائز اهمیت است. سؤال: سؤالی که در خصوص رفتار انتخاباتی این حزب مطرح میشود این است که استراتژی و رفتار حزبی حزب دموکرات سوئد چیست؟ یافتههای پژوهش: حزب دموکرات سوئد از جمله احزاب راست اروپا محسوب میشود که مطالعه بر روی رفتار انتخاباتی آن نسبت به مهاجرت، جرم و جنایت، بحرانهای اقتصاد داخلی و ... ، هم نقشه سیاسی حزب در آینده و هم هندسه شکلی و محتوایی قدرت در سوئد را مشخص میکند. نتیجهگیری پژوهش: با مرور مبانی و اصول کلی و بنیادین ایدئولوژیک و متدولوژیک حزب دموکرات سوئد، این پژوهش به این نتیجه میرسد که پنجرههای فرصتی شبیه به مهاجرت، بیکاری، جرم و جنایت، ساختار سیاسی و مشارکتی و درنهایت حقارتهای سیاسی ناشی از دشوارههای اجتماعی، بهمرور استراتژی رفتار حزب دموکرات سوئد را تغییر داده و سبب تثبیت و انتخاب استراتژی خطمشی جویی توسط حزب دموکرات سوئد شده است.
روابط بین الملل
رضا رحمتی
چکیده
سوئد، به لحاظ اندازه، جمعیت، گسترده سرزمینی و اندازه قدرت نظامی بهعنوان دولت کوچک تلقی میشود؛ سوئد و سایر نوردیکها، دولتهایی هستند که به لحاظ مؤلفههای سخت قدرت، در ردهبندی دولتهای بزرگ قرار نمیگیرند. بااینحال نگاهی به نقش و نفوذ این دولتها در سطح بینالمللی نشاندهنده تأثیرگذاری بسیار زیاد آنها ...
بیشتر
سوئد، به لحاظ اندازه، جمعیت، گسترده سرزمینی و اندازه قدرت نظامی بهعنوان دولت کوچک تلقی میشود؛ سوئد و سایر نوردیکها، دولتهایی هستند که به لحاظ مؤلفههای سخت قدرت، در ردهبندی دولتهای بزرگ قرار نمیگیرند. بااینحال نگاهی به نقش و نفوذ این دولتها در سطح بینالمللی نشاندهنده تأثیرگذاری بسیار زیاد آنها بوده است. سؤالی که در اینجا به وجود میآید، این است که چگونه باوجود وضعیت کوچک بودگی سوئد، اما این کشور از تأثیرگذاری بسیار زیاد اخلاقی در بعد داخلی، منطقهای و بینالمللی برخوردار است؟ فرضیه پژوهش در پاسخ به این سؤال این است که دولت سوئد با ایفای نقش اخلاقی در سطح بینالمللی، توانسته است خود را بهعنوان ابرقدرت اخلاقی معرفی کرده و ترتیبات روابط بینالملل را تحت تأثیر قرار دهد. این دولت در بسیاری از مخاصمات بینالمللی، موقعیت ویژهای را از آن خود میکند و آن موقعیت میانجی است. در مأموریتهای حفظ صلح سازمان ملل متحد، هم نیروهای این دولت مستقر است و هم بودجههای بسیاری را برای انجام این مأموریتها پرداخت میکند. در مبارزات حقوق بشری که در کشورهای درحالتوسعه صورت میگیرد، این دولت جزو حامیان جنبشهای زنان و سایر تحرکات حقوق بشری محسوب میشود. همچنین این دولت پای ثابت مبارزه با تغییرات اقلیمی محسوب میشود.