دولت
مهدی الیاسی؛ محمد تندرو
چکیده
امروزه پیشرفتهای فناورانه نیازمند شناخت مؤثرترین روشها و نظامهای سیاستی حکمرانی در سطوح مختلف است. این تغییر پارادایم، اجرای سیاستهای حاکمیتی مؤثر را برای تسهیل یکپارچگی بهینه و ترسیم مسیر توسعه ضروری میسازد. اما این سیاستها صرفاً در سطح تغییر نگاه و یا رویکرد یک سازمان و چگونگی سیاستگذاری دولتها خلاصه نمیشود، ...
بیشتر
امروزه پیشرفتهای فناورانه نیازمند شناخت مؤثرترین روشها و نظامهای سیاستی حکمرانی در سطوح مختلف است. این تغییر پارادایم، اجرای سیاستهای حاکمیتی مؤثر را برای تسهیل یکپارچگی بهینه و ترسیم مسیر توسعه ضروری میسازد. اما این سیاستها صرفاً در سطح تغییر نگاه و یا رویکرد یک سازمان و چگونگی سیاستگذاری دولتها خلاصه نمیشود، بلکه ماهیت دولت را تحت تأثیر قرار خواهند داد. این پژوهش زوایای مختلف حکمرانی دولت را با توجه به شاخصهای گذار به فناوریهای صنعت چهارم بررسی میکند. همچنین با مطالعه موضوعی بیش از هجده سند سیاستی فناورانه در ایالاتمتحده آمریکا، با استفاده از ابزارهای پیشرفته تحلیل متنی و پردازش زبان طبیعی، فراتر از تفاوتهای ظریف پیشرفتهای فناورانه، جنبههای حاکمیتی را مورد پژوهش و تحلیل قرار داده و نشان میدهد اینگونه سیاستگذاری به تدریج کارکرد دولت و شیوههای اعمال حاکمیت را تغییر داده و منشأ تحول شیوههای حکمرانی خواهد بود. هدف اصلی این پژوهش بررسی پویاییهای پیچیده حاکم بر همزیستی مداخلات سیاستی حکمرانی مؤثر در فرآیندهای گذار به فناوریهای صنعت چهارم، با تأکید بر چالشهای چندوجهی است. این پژوهش بهوضوح نشان میدهد که حکمرانی در عصر صنعت چهارم نیازمند درک چندبعدی به جهت قاعده گذاری در تحول نحوه حکمرانی کارکرد دولت است. در واقع، تنها از طریق رویکردهای حکمرانی منعطف، نوآورانه و مسئولانه و درک تحول ماهوی کنش دولتی است که میتوان به موفقیتهای پایدار دست یافت. این تحول را میتوان به عنوان نمونه بارز در گونههای سیاستگذاری و دگرگونی در ماهیت دولت آمریکا مشاهده کرد.
دولت
عبدالرسول کاوه فرد؛ حجت الله ایوبی
چکیده
این مقاله با هدف تحلیل و تبیین نقش فرمانداریها در توسعه سیاسی در سطح شهرستانهای استان بوشهر به انجام رسیده است. در این پژوهش، تلاش بر این بود، نقش فرمانداریها بهعنوان کارگزاران عالی دولت (و حاکمیت) در سطح مناطق و نواحی، بر شاخصهای پنجگانه موردنظر این پژوهش با بهرهگیری از ابزار پرسشنامه مورد بررسی قرار گیرد. روش پژوهش، توصیفی ...
بیشتر
این مقاله با هدف تحلیل و تبیین نقش فرمانداریها در توسعه سیاسی در سطح شهرستانهای استان بوشهر به انجام رسیده است. در این پژوهش، تلاش بر این بود، نقش فرمانداریها بهعنوان کارگزاران عالی دولت (و حاکمیت) در سطح مناطق و نواحی، بر شاخصهای پنجگانه موردنظر این پژوهش با بهرهگیری از ابزار پرسشنامه مورد بررسی قرار گیرد. روش پژوهش، توصیفی - تحلیلی بوده و دادهها به روش پیمایشی گردآوری شده است. برای سنجش پرسشهای پرسشنامه از اعتبار صوری و برای سنجش پایایی آن از روش آلفای کرونباخ، بهره گرفته شده که پرسشنامه با ضریب اعتباری 907/0 تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها نیز از آزمونهای تی تک-نمونهای، تحلیل واریانس و رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری واریانسمحور و نرمافزار مربوطه (PLS) بهره گرفته شد. گردآوری دادهها نیز با توزیع پرسشنامه میان جامعه آماری، دربرگیرنده 100 نفر از کارکنان فرمانداریهای مورد بررسی، بهگونه تمامشماری صورت گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد، فرمانداریها با توجّه به نقش راهبری خود، بر مقوله توسعه سیاسی و شاخصهای پنجگانه مورد بررسی این پژوهش (کارآیی و کارآمدی دولت، مشارکت سیاسی، فعالیت احزاب و تشکّلهای سیاسی، فعالیت رسانههای خبری - تحلیلی و حضور زنان در عرصههای سیاسی - اجتماعی) در سطح شهرستانهای استان بوشهر، تأثیر فراوانی دارند. همچنین در ارزیابی صورتگرفته، از منظر شاخصهای توسعه سیاسی، فرمانداری عسلویه، به نسبت دیگر فرمانداریهای مورد مطالعه، عملکرد بهنسبت بهتری داشته است.
دولت
احمد فرشادیان؛ مصطفی زالی
چکیده
عدالت اجتماعی در خوانش معاصر به معنای الزام دولت به تضمین دسترسی همگان به حد مشخصی از امکانات است. نظریههای مختلف عدالت اجتماعی در این دریافت مشترکاند که شناسایی چنین تعهدی برای دولت با به رسمیت شناختن حقی برای مداخله در حقوق و آزادیهای اولیه همراه است؛ به نحوی که عدم پذیرش مداخله دولت در آزادیها، سرانجام به نفی سیاستهای بازتوزیعیِ ...
بیشتر
عدالت اجتماعی در خوانش معاصر به معنای الزام دولت به تضمین دسترسی همگان به حد مشخصی از امکانات است. نظریههای مختلف عدالت اجتماعی در این دریافت مشترکاند که شناسایی چنین تعهدی برای دولت با به رسمیت شناختن حقی برای مداخله در حقوق و آزادیهای اولیه همراه است؛ به نحوی که عدم پذیرش مداخله دولت در آزادیها، سرانجام به نفی سیاستهای بازتوزیعیِ عدالتمحور میانجامد. به هرروی، دولت برای تحقق عدالت اجتماعی ناگزیر به تحدید حقوق و آزادیهای اولیه و به طور خاص مالکیت خواهد بود. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز در خلال اصول مختلف خود از یک سو عدالت اجتماعی را مقصد کلان خود برشمرده و از دیگر سو، حقوق و آزادیهای اولیه را به صورت حداکثری تضمین نموده است. بدین ترتیب، بررسی «تزاحم میان تحقق عدالت اجتماعی با تضمین حداکثری حقوق و آزادیهای اولیه مشروع» مسئله پژوهش حاضر را سامان میبخشد. این نوشتار میکوشد تا با روشی توصیفی-تحلیلی و با رجوع به مبانی کلامی-فقهی قانون اساسی، عامل مشروعیت و ضابطهای برای حل مسئله مذکور بیابد و به این پرسش پاسخ دهد که «آیا دولت میتواند حقوق و آزادیهای اولیه مشروع را به نفع عدالت محدود نماید؟». سرانجام نتایج پژوهش حاکی از آن است که مبتنی بر تقدّم خیر و مصلحت عمومی بر نفع شخصی و نیز شناسایی عدالت اجتماعی بهمثابه ضابطه مفهومی و یکی از ملاکهای تشخیص مصلحت عمومی، میتوان از تقدم عدالت بر حقوق و آزادیها سخن گفت. در این میان، ولایت مطلقه فقیه بهمثابه عاملی برای مشروعیت گذار از وضع بیعدالتی به جامعهای عادلانه نقش ایفا میکند.
دولت
مهدی امیدی
چکیده
دستور کار «حکمرانی خوب» طی دو دهه پایانی قرن بیستم به یکی از گفتمانهای مسلط در عرصه سیاست و سیاستگذاری عمومی تبدیل شد. این گفتمان که نخست در قالب مجموعهای ار طرحهای مدیریت توسعه توسط بانک جهانی و دیگر نهادهای بینالمللی مطرح شد، بر مؤلفههایی چون پاسخگویی، شفافیت، حاکمیت قانون، اثربخشی نهادها، و مقابله با فساد تأکید ...
بیشتر
دستور کار «حکمرانی خوب» طی دو دهه پایانی قرن بیستم به یکی از گفتمانهای مسلط در عرصه سیاست و سیاستگذاری عمومی تبدیل شد. این گفتمان که نخست در قالب مجموعهای ار طرحهای مدیریت توسعه توسط بانک جهانی و دیگر نهادهای بینالمللی مطرح شد، بر مؤلفههایی چون پاسخگویی، شفافیت، حاکمیت قانون، اثربخشی نهادها، و مقابله با فساد تأکید دارد و تلاش میکند چارچوبی نهادی برای توسعه پایدار و منصفانه ترسیم کند. در ادبیات نظری، حکمرانی خوب همارز با نهادهای مؤثر قلمداد میشود و رابطهای دوسویه با رشد اقتصادی، کاهش فقر و اثربخشی سیاستهای عمومی دارد. با این حال، گفتمان/پروژه مذکور به دلایلی چون طولانی بودن دستور کارها، بیتوجهی به زمینههای سیاسی و اجتماعی، و تحمیل الگوهای یکسان به کشورهای متنوع، با انتقادات گستردهای مواجه شده است. منتقدان گاه آن را ابزاری در خدمت نظم نئولیبرال جهانی میدانند و گاه فاقد کارایی اجرایی در زمینههای مختلف بهویژه در کشورهای درحالتوسعه تلقی میکنند. در ایران نیز این دستور کار تقریباً همزمان با کاربرد جهانی آن مطرح شد و در دهههای ۷۰ و ۸۰ شمسی جایگاهی ویژه در متون سیاستگذاری پیدا کرد؛ اما بدون نقد جدی و بازاندیشی نظری، بهتدریج جای خود را به مفاهیمی همچون توانمندسازی دولت داد. این مقاله مروری- انتقادی، به بررسی زمینههای ظهور، تحولات نظری، چالشهای اجرایی و پیامدهای این مفهوم و طرحهای مرتبط با آن در سطح بینالمللی میپردازد.
دولت
ناصر پورحسن
چکیده
جنگ غزه در سال 2023-2025 موجب احیای ایده تشکیل دو دولت در فلسطین شده است. این در حالی است که پیشتر، این موضوع از دستور کار سیاسی خارج شده بود. هدف این مقاله، امکانسنجی تحقق نظریه دو دولت در شرایط متحول پیش رو است. سؤال اصلی مقاله عبارت است از: «با توجه به رفتار اسرائیل از آغاز اشغال فلسطین، بهویژه تحولات جنگ غزه 2023-2025 آیا ...
بیشتر
جنگ غزه در سال 2023-2025 موجب احیای ایده تشکیل دو دولت در فلسطین شده است. این در حالی است که پیشتر، این موضوع از دستور کار سیاسی خارج شده بود. هدف این مقاله، امکانسنجی تحقق نظریه دو دولت در شرایط متحول پیش رو است. سؤال اصلی مقاله عبارت است از: «با توجه به رفتار اسرائیل از آغاز اشغال فلسطین، بهویژه تحولات جنگ غزه 2023-2025 آیا تشکیل دولت مستقل فلسطینی در کنار دولت یهودی اسرائیل، امکانپذیر است؟» فرضیه مقاله، اینگونه صورتبندی شده است:«دولت سازی در سرزمین فلسطین شامل دو فرایند ناسازگار بوده است. در یک فرایند، زمینههای دولت سازی ایجابی برای تشکیل و تثبیت دولت اسرائیل انجام شده و در فرایند مقابل، امکان دولت سازی برای فلسطینیها در حوزههای جمعیتی، سرزمینی، حکومت دولت، حاکمیت و شناسایی، سلب شده و فروپاشیده است. به این دلیل تشکیل دو دولت فلسطینی و یهودی در کنار هم بهویژه پس از 7 اکتبر 2023 ممکن نیست». یافتههای مقاله که با روش کیفی با شیوه توصیفی-تحلیلی حاصل شده، نشان میدهد، تشکیل دولت مستقل فلسطینی در اثر فرایند ساختاری و سیستماتیک دولت پاشی اسرائیل از طریق نابودسازی جمعیتی و آوارگی فلسطینیها، تصرف و تجزیه سرزمینی، ممانعت از تشکیل دولت و شناسایی بینالمللی آن، امکانپذیر نیست. تجربه جنگ غزه و تقویت راستگرایان افراطی در اسرائیل و مواضع دولت ترامپ نیز امکانناپذیری تحقق دو دولت را تشدید کرده و به این دلیل، امکان تشکیل دولت مستقل فلسطینی در عمل وجود ندارد.
دولت
فرزاد کلاته؛ فائز دین پرست
چکیده
تثبیت نظام سیاسی، دستاورد و منوط به توسعه سیاسی است و توسعه سیاسی، مستلزم افزایش ظرفیت نظام سیاسی ست؛ تمایز یابی ساختاری، یکی از شروط لازم (نه کافی) و ضروری برای افزایش توانایی نظام سیاسی به منظور حل و فصل تضادهای فردی و جمعی و تأمین مطالبات جامعه است؛ بر پایه چنین مفروضی، پرسش این نوشتار این است که «چالشهای انفکاک ساختاری-انفکاک ...
بیشتر
تثبیت نظام سیاسی، دستاورد و منوط به توسعه سیاسی است و توسعه سیاسی، مستلزم افزایش ظرفیت نظام سیاسی ست؛ تمایز یابی ساختاری، یکی از شروط لازم (نه کافی) و ضروری برای افزایش توانایی نظام سیاسی به منظور حل و فصل تضادهای فردی و جمعی و تأمین مطالبات جامعه است؛ بر پایه چنین مفروضی، پرسش این نوشتار این است که «چالشهای انفکاک ساختاری-انفکاک ساختار سیاسی از ساختار اقتصادی-در جمهوری اسلامی ایران چگونه قابل تبیین است؟» در پاسخ به پرسش پژوهش، این فرضیه مطرح است که «چالشهای تمایز یابی ساختاری (انفکاک ساختار سیاسی از ساختار اقتصادی) در دوره ج. ا. ا، ریشه در نحوه تنظیم رابطه قدرت سیاسی با قدرت اقتصادی در سالهای نخست انقلاب اسلامی 57 دارد که توسط کنشگران قاعده/نهاد ساز (یعنی نیروهای سیاسی) در بستر نهادی حاکم در اوایل انقلاب اسلامی 57، شکل گرفت و به مرور به دلیل تزاید نسبی منافع (سیاسی و اقتصادی) حاصل از آن، تداوم و گسترش یافت و منجر به تشدید و تعمیق اقتصاد دولتی و تضعیف بیش از پیش تمایز یابی ساختاری در دوره ج.ا.ا شد». برای پاسخ به سؤال پژوهش از روش تحقیق ردیابی فرایند، و برای تبیین تئوریک مسئله پژوهش، از چارچوب نظری نهادگرایی سیاسی، استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان میدهد که به جز بخش اندکی، سایر نیروهای سیاسی حاضر در سالهای اولیه انقلاب اسلامی 57، به دلیل شرایط ساختاری حاکم، طرفدار اقتصاد دولتی بودهاند. از سوی دیگر، تزاید نسبی منافع اقتصادی و سیاسی حاصل از نظم سیاسی جدید برای حامیان وضعیت حاکم، به مرور منجر به تشدید و تعمیق دولتی شدن اقتصاد و شکست سیاستهای خصوصیسازی طی سه دهه گذشته شده است.
دولت
راضیه مهرابی کوشکی؛ محمد رضا حمیدی
چکیده
امروزه ترکیب فناوریهای نوظهور حوزه ICT و حکمرانی انواع و اشکال نوینی از دولت را ایجاد کرده که مهمترین آنها به لحاظ سطح توسعه و تحول «دولت الکترونیک»، «دولت تحولی»، «دولت چابک» و «حکمرانی باز» هستند. اهمیت تحول دیجیتالی دولت در دگرگون ساختن نقشها و کارکردهای بنیادین دولتها و ایجاد مزایا و ارزشآفرینی ...
بیشتر
امروزه ترکیب فناوریهای نوظهور حوزه ICT و حکمرانی انواع و اشکال نوینی از دولت را ایجاد کرده که مهمترین آنها به لحاظ سطح توسعه و تحول «دولت الکترونیک»، «دولت تحولی»، «دولت چابک» و «حکمرانی باز» هستند. اهمیت تحول دیجیتالی دولت در دگرگون ساختن نقشها و کارکردهای بنیادین دولتها و ایجاد مزایا و ارزشآفرینی در اداره امور عمومی است. افزایش چابکی روندها، ارتقای شفافیت، افزایش نوآوری و کارآفرینی بخش خصوصی، تعامل دوسویه و مشارکتی شهروندان و حکومت، کاهش تصدیگری دولت، کاستن از هزینههای جاری و مدیریت مشارکتی بحرانهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در خلال این تحول نهادینه میشود. اما همنشینی فناوریهای جدید و حکمرانی معضلات و مسائل خود را دارد و دولتها در کوتاهمدت و بلندمدت نیاز دارند با پیامدهای بالفعل و بالقوه این فناوریها بر نحوه حکمرانی آشنا شده و همزمان نظام مسائل آنها بررسی و حل نمایند. در این پژوهش مسئله اصلی آن است که نظام مسائل تحول دیجیتالی دولت در ایران کدام است و چگونه میتوان از معضلات موجود عبور نمود؟ در این راستا ضمن بررسی اشکال مختلف تحول دیجیتالی دولت و نظریات موجود؛ تلاش شد با استفاده از روش تحلیل سیستمهای نرم و نظرات نخبگان کشور در خصوص، فضای مفهومی تحول دیجیتال و نظام مسائل تحول دیجیتالی دولت در ایران احصا و شناسایی شود و راهکارهای عبور از معضلات موجود نیز تبیین گردد. این روش تحلیل برای فهم پدیدههای پیچیده و چندبعدی به کار میرود که تعارض منافع و تفاوت دیدگاه ذینفعان در آن بسیار است. این روش کمک میکند پدیده تحول دیجیتال در موقعیت مسئلهزای آن در ایران شناسایی و نظام مسائل و کاستیهای آن برجسته و تغییرات موردنیاز احصا گردد. نتایج این مطالعه نشان میدهد به دلیل گستردگی حوزه اثر تحول دیجیتال در دولت، این پدیده نیازمند تنظیمگری فرا دستگاهی است تا ضمن قانونگذاری مناسب به روند اجرا و حلوفصل انبوه مسائل آن کمک شود. حرکت ایران از دولت الکترونیک به سطوح توسعهیافته حکمرانی دیجیتال در صورتی به دست خواهد آمد که تحول دیجیتال دولت و نظام مسائل این پدیده موردتوجه سطوح بالای حاکمیت و در اولویت قرار گیرد.
دولت
ماندانا سجادی
چکیده
از حدود سال ۲۰۱۰ میلادی دولتهای مختلف به پیشگامی انگلستان، به ادغام دانش مغز در فرایند حکمرانی مبادرت ورزیدند و ساختارهای سازمانی ویژهای را در بدنه دولت متولی تصمیمسازی مبتنی بر علوم شناختی کردند. با این حال در ایران، ضمن کاربست فزاینده اصطلاح «حکمرانی شناختی» نهادینهسازی برای اجرای آن صورت نگرفته است. یکی ...
بیشتر
از حدود سال ۲۰۱۰ میلادی دولتهای مختلف به پیشگامی انگلستان، به ادغام دانش مغز در فرایند حکمرانی مبادرت ورزیدند و ساختارهای سازمانی ویژهای را در بدنه دولت متولی تصمیمسازی مبتنی بر علوم شناختی کردند. با این حال در ایران، ضمن کاربست فزاینده اصطلاح «حکمرانی شناختی» نهادینهسازی برای اجرای آن صورت نگرفته است. یکی از حلقههای مفقوده تبیین این مفهوم توجه به سایر ابعاد ذاتی دولتها از جمله فرهنگ سیاسی منحصربهفرد آنهاست که در فرایند حکمرانی بازتاب مییابد. پرسش اصلی این است که فرهنگ سیاسی دولتها چگونه بر شکلگیری ساختار سازمانی حکمرانی شناختی آنها تأثیر گذاشته است؟ این مقاله در قالب یک پژوهش کیفی با رویکرد موردکاوی تطبیقی، تجربه سه کشور انگلستان، آلمان و هلند را در زمینه حکمرانی شناختی با یکدیگر مقایسه میکند. فرض ابتدای مقاله این است که فرهنگ سیاسی کشورها در برساخته شدن مدلهای متفاوت حکمرانی شناختی آنها تأثیر گذاشته است. یافتههای مقاله نشان میدهد که در آلمان فرهنگ سیاسی تمرکزگرا و اجماع محور منجر به شکلگیری نوعی حکمرانی شناختی متمرکز شده است. در مقابل فرهنگ سیاسی پولدری در هلند به شکلگیری مدل شبکهای در حکمرانی شناختی انجامیده است و سنتهای دموکراتیک و پارلمانی انگلستان در قالب نوعی حکمرانی شناختی غیرمتمرکز پدیدار گشته که به تدریج به سمت مدل شبکهای پیش میرود. نتایج حاصل از این مقاله بیانگر لزوم توجه به فرهنگ سیاسی منحصربهفرد کشور جمهوری اسلامی ایران در طراحی هرگونه ساختار سازمانی برای حکمرانی این کشور است.
دولت
حسین سلیمی
چکیده
هر چند هنوز مطالعۀ دولت در کانون مطالعات سیاسی و بینالمللی است اما نظریات متفاوتی نیز در این زمینه داده شده است که میتواند نگرش های موجود در این زمینه را دگرگون کند. نظریه آن ماری اسلاتر از جمله این نظریات است که تلاش می کند تا با درک مسائل جهانی پدیدۀ دولت و دگرگونی کارکرد آن را به گونهای متفاوت درک کند. بر اساس نظریۀ اسلاتر شکلگیری ...
بیشتر
هر چند هنوز مطالعۀ دولت در کانون مطالعات سیاسی و بینالمللی است اما نظریات متفاوتی نیز در این زمینه داده شده است که میتواند نگرش های موجود در این زمینه را دگرگون کند. نظریه آن ماری اسلاتر از جمله این نظریات است که تلاش می کند تا با درک مسائل جهانی پدیدۀ دولت و دگرگونی کارکرد آن را به گونهای متفاوت درک کند. بر اساس نظریۀ اسلاتر شکلگیری شبکۀ جهانی دولت ها سبب شده تا دولتها شکل و ساختار گذشته و کلاسیک خود را حفظ کند اما ماهیت آنها به تدریج دگرگون شود. دولت ناپیوسته عنوانی است که اسلاتر بر وضعیت نوین دولت ها در عصر جدید میگذارد. دولت ناپیوسته دولتی است که تا حدودی از آن تمرکززدایی شده و در بخشهای مختلف آن در درون شبکه های مختلف قرار میگیرند و تصمیمات و رفتارهای آنها بیشتر بر اساس آنچه در درون شبکههای جهانی به وجود میآید شکل میگیرند. این گونۀ جدید از دولت در حوزههای مختلف کارکرد و کنش جدیدی پیدا می کند و به دنبال آن نقش آفرینی دولت تغییر می کند. بررسی ما در این مقاله نشان میدهد که هر چند به تدریج شبکههای جهانی میان دولتها شکل گرفته است اما این شبکهها ماهیت دولت را تغییر نداده و دولت ها هم چنان به صورت متمرکز تصمیم گرفته و این تصمیمات را اجرا میکنند. این نظریه هر چند نگاه جدیدی به ما میدهد اما هنوز حلال مشکلات زمانه نیست.
دولت
محمد جواد موسی نژاد
چکیده
اندیشهورزی در خصوص چگونگی شکلگیری، بسترها و زمینههای دولت خودکامه پیشینه عمیقی در اندیشه سیاسی دارد. اما سابقه مطالعات مربوط به ارتباط و پیوند بین این مدل از نظامهای سیاسی با روانشناسی به قرن بیستم و بعد از شکلگیری حکومتهای غیر دموکراتیک در اروپای غربی بازمیگردد. از جمله افرادی که به تبیین پدیده دولت خودکامه با بهرهگیری ...
بیشتر
اندیشهورزی در خصوص چگونگی شکلگیری، بسترها و زمینههای دولت خودکامه پیشینه عمیقی در اندیشه سیاسی دارد. اما سابقه مطالعات مربوط به ارتباط و پیوند بین این مدل از نظامهای سیاسی با روانشناسی به قرن بیستم و بعد از شکلگیری حکومتهای غیر دموکراتیک در اروپای غربی بازمیگردد. از جمله افرادی که به تبیین پدیده دولت خودکامه با بهرهگیری از علم روانشناسی پرداخت، مانس اشپربر بود که در مطالعات و تحقیقات روانشناسانه خود به شدت تحت تأثیر آموزههای روانشناسی فردی آدلر است و از مفاهیم محوری او در روانشناسی سیاسی دولت خودکامه بهره گرفته است. اشپربر که در اوایل طرفدار دو آتشه دولت استالین بود اما بعد از اتفاقات و ترورهای وحشتناک دولت استالین در دهه 1930 از آن رویگردان شد و با نوشتن آثاری چند، به این موضوع پرداخت که چگونه یک دولت خودکامه در کشورها شکل میگیرد. هدف این مقاله، شناخت ابعاد روانشناسی سیاسی دولت خودکامه طبق نظرات و دیدگاههای اشپربر است. سؤال اصلی این مقاله این است که دولتهای خودکامه در اندیشه مانس اشپربر چگونه و بر چه اساسی شکل میگیرند و رهبر خودکامه و جامعه میزبان این نوع دولت، دارای چه خصوصیات روانی هستند؟ برای پاسخ به این سؤال، کتاب معروف اشپربر تحت عنوان «بررسی روانشناختی خودکامگی» مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. یافتهها نشان میدهد که در روانشناسی سیاسی اشپربر، دولتهای خودکامه صرفاً و تحت دو رویداد و پیششرط اساسی -یکی وجود فرد دارای شرایط خودکامگی و دیگری وجود جامعهای تودهای و از هم گسیخته– امکان تحقق و فعلیت پیدا میکنند.
دولت
غلامرضا حداد؛ علی آل علی
چکیده
کوچکسازی دولت به عنوان راه حلی برای کاهش ناکارآمدی اقتصادی دولت از دهه 80 میلادی مد نظر پژوهشگران قرار گرفته است. از آنجایی که دامنه نظرات و پژوهشهای صورت گرفته درباره کوچکسازی دولت افزایش چشمگیری داشته، مطالعه نظاممند این ادبیات با دشواری هایی همراه شده است. همین امر استفاده از روش فراترکیب برای مطالعه دقیق، دستهبندی و ارائه ...
بیشتر
کوچکسازی دولت به عنوان راه حلی برای کاهش ناکارآمدی اقتصادی دولت از دهه 80 میلادی مد نظر پژوهشگران قرار گرفته است. از آنجایی که دامنه نظرات و پژوهشهای صورت گرفته درباره کوچکسازی دولت افزایش چشمگیری داشته، مطالعه نظاممند این ادبیات با دشواری هایی همراه شده است. همین امر استفاده از روش فراترکیب برای مطالعه دقیق، دستهبندی و ارائه سنتزی جدید از چنین مطالعاتی را ضروری میسازد. هدف اصلی مقاله کنونی ارزیابی آراء پژوهشگران ایرانی در خصوص اهداف، راهکارها و موانع کوچکسازی دولت در ایران و طبقهبندی نظاممند آنها با استفاده از روش فراترکیب به منظور ارائه سنتزی جدید از مطالعات قبلی است. فراترکیب انجام شده در این مطالعه از 33 اثر پژوهشی بهره برده است. این تعداد اثر پژوهشی بر اساس شاخصهای اعتبار علمی آثار، اعتبار ناشر، سابقه علمی و پژوهشی نگارنده و میزان ارجاع دهی به آثار از میان بالغ بر 100 پژوهش منتشر شده مورد گزینش قرار گرفت. نتایج این فراترکیب نشان میدهد از نظر پژوهشگران ایرانی اهداف کوچکسازی دولت در ایران شامل کاهش اندازه دولت و فعالیتهای اقتصادی آن، افزایش کارآیی و افزایش رقابت در حوزه اقتصاد است. درباره راهکارهای کوچکسازی نیز خصوصیسازی، مدیریت دولتی نوین و حکمرانی خوب مورد نظر پژوهشگران ایرانی قرار دارد. موانع کوچکسازی دولت نیز از نظر پژوهشگران ایرانی شامل رانتیریسم، فرهنگ سیاسی ایرانیان، فقدان پیشنیازهای لازم برای اجرای سیاست کوچکسازی دولت و بروز تضاد طبقاتی در پی اجرای سیاست کوچکسازی دولت است. در نهایت نیز سنتز مقاله با بررسی الگوی مشارکت بخش عمومی- خصوصی (PPP) به عنوان راهکاری جدید برای کوچکسازی دولت و به مثابه جایگزین راهکارهای قدیمی ارائه شده است.
دولت
مظاهر ضیایی
چکیده
هدف این مقاله استفاده از نظریهی "دولت طبیعی" نورث و همکاران برای ارائه تفسیری نو از تحولاتی است که طی آن فرقه صفویه به دولتی بزرگ در زمان عباساول تبدیل که بادوامترین دولت بعد از اسلام و شکلدهندهی بسیاری ازنهادها و مرزهای ایران امروزی شد. نورث و همکاران "دولت طبیعی" را دولتِ جوامع با "نظم دسترسی محدود" نامیدهاند، چون متداولترینِ ...
بیشتر
هدف این مقاله استفاده از نظریهی "دولت طبیعی" نورث و همکاران برای ارائه تفسیری نو از تحولاتی است که طی آن فرقه صفویه به دولتی بزرگ در زمان عباساول تبدیل که بادوامترین دولت بعد از اسلام و شکلدهندهی بسیاری ازنهادها و مرزهای ایران امروزی شد. نورث و همکاران "دولت طبیعی" را دولتِ جوامع با "نظم دسترسی محدود" نامیدهاند، چون متداولترینِ نظم اجتماعی در طول تاریخ بوده است. این نظم اجتماعی در مقابل "نظم دسترسی باز"، یعنی نظمی با دسترسی عمومی به منابع و فعالیتهای سیاسی و اقتصادی جامعه، است. "دولت طبیعی" ائتلافی از قدرتمندان جامعه است که فعالیتهای کلیدی سیاسی، نظامی، اقتصادی، دینی و آموزشی جامعه را طوری کنترل میکنند که تولید و توزیع رانت برایشان فراهم شود. پس تغییرات در ائتلاف با تغییرات در منابع تولید رانت و رقابت بر سر توزیع آن مرتبط است. مدت بین آغاز صفویه تا عباساول به هفت دوره تقسیم و نشان داده میشود که چگونه تغییرات در ائتلاف متناسب با نقش و انگیزههای اعضاء در تولید انواع رانتها و قدرت سیاسی نسبی آنها قابل تفسیر است. برای هر دوره ابتداء مهمترین بخش از چارچوب نظری مرتبط ارائه و سپس تحولات آن دوره و تغییرات ترکیب ائتلاف مورد بحث قرار میگیرد. انتظار میرود بکارگیری این نظریه، که دولت را بر خلاف اغلب نظریهها، سازمانی یکپارچه و تکبازیگرِ جامعه نمیداند و همزمان جنبههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه را در بر دارد، بینشهای جدیدی برای تفسیر تحولات دولت صفوی و نسبت این تحولات به توسعه ارائه کند.
دولت
ابوالفضل قاسمی
چکیده
امروزه به واسطه رشد و توسعه شهرها، مواجهه با مسائل شهری پیچیدهتر شده است. از این رو، کشورها درصدد واگذاری اختیارات و مسئولیتها به واحدهای مادون ملی و تقویت مشارکت مردم در اداره امور منطقه خود هستند. با مشارکت مردم، واحدهای محلی به تطبیق برنامههای حکومت مرکزی با شرایط محلی و پذیرش خط مشیها از سوی شهروندان منطقه، مبادرت میورزند. ...
بیشتر
امروزه به واسطه رشد و توسعه شهرها، مواجهه با مسائل شهری پیچیدهتر شده است. از این رو، کشورها درصدد واگذاری اختیارات و مسئولیتها به واحدهای مادون ملی و تقویت مشارکت مردم در اداره امور منطقه خود هستند. با مشارکت مردم، واحدهای محلی به تطبیق برنامههای حکومت مرکزی با شرایط محلی و پذیرش خط مشیها از سوی شهروندان منطقه، مبادرت میورزند. تمرکززدایی، به اصلاح ساختار سیاسی و ساختار فضایی قدرت از طریق شکلگیری دولتهای محلی و تحقق حکمرانی خوب توجه دارد. تمرکززدایی برای حکمرانی خوب اساساً از طریق افزایش تصمیمگیری عموم مردم است. بنابراین تمرکززدایی از یک سو قدرت دولت مرکزی را کاهش میدهد و از سوی دیگر مشروعیت دولت را افزون میکند . سؤال اصلی پژوهش حاضر عبارت است از چرا تمرکززدایی و حکمرانی خوب شهری در ایران تحقق پیدا نکرده است؟ با روش نهادی اداره عمومی و با ابزار کتابخانهای- اسنادی فرضیه اصلی پژوهش را چنین تبیین داشت که با کاربست راهبرد تمرکززدایی و حکمرانی خوب شهری در ایران میتوان با اصلاحات ساختاری و نهادی در بستر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، به توسعه اقتصادی و مسئولیت پذیری بیشتر در سطح مادون ملی مبادرت ورزید اما به لحاظ نوع نگرش نخبگان سیاسی، فقدان مرجعیت بخش، فرهنگ سیاسی و فرهنگ دیوانسالارانه، درآمدهای نفتی، سنت حکمرانی و نوع نگاه امنیتی دولت به جامعه باعث شده تمرکزگرایی تداوم یابد و حکومت محلی در عمل چندان قدرتمند نباشد. چارچوب مفهومی پژوهش بهکارگیری دو مفهوم حکمرانی خوب شهری و تمرکززدایی است.
دولت
علیرضا سمیعی اصفهانی؛ سارا فرحمند
چکیده
شوک استراتژیک ناشی از فروپاشی ناگهانی نظم مورد حمایت غرب در افغانستان، نشاندهنده شکست تلاشهای دولت سازی غربی در قالب نظریه «صلح لیبرال» یا «صلح آمریکایی» است. در چند دهه اخیر، مهندسی اجتماعی غرب جهت ایجاد نوعی حکمرانی باثبات در دولتهای شکنندهای مانند افغانستان، نه تنها نتایج مطلوب را به همراه نداشت، بلکه ...
بیشتر
شوک استراتژیک ناشی از فروپاشی ناگهانی نظم مورد حمایت غرب در افغانستان، نشاندهنده شکست تلاشهای دولت سازی غربی در قالب نظریه «صلح لیبرال» یا «صلح آمریکایی» است. در چند دهه اخیر، مهندسی اجتماعی غرب جهت ایجاد نوعی حکمرانی باثبات در دولتهای شکنندهای مانند افغانستان، نه تنها نتایج مطلوب را به همراه نداشت، بلکه روند آشتی ملی و گذار سیاسی را در این کشورها پیچیدهتر و با محدودیتهای جدی روبرو ساخته است. با این وصف، پژوهش پیشرو میکوشد از منظری آسیبشناسانه و با بهرهگیری از چارچوب نظری ترکیبی (دولتسازی و تحلیل ثبات سیاسی) به این پرسش اصلی پاسخ دهد که علت ناکامی فرایند آشتی سیاسی و در پی آن، قدرتیابی دوباره طالبان در اوت 2021 در افغانستان چه بود؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که این ناکامی سیاسی، عمدتاً ناشی از ماهیت پروژه دولت سازی بینالمللی در این کشور است. لذا، روند حلوفصل سیاسی و پیشبرد موفقیتآمیز پروژه دولت سازی، (به مثابه سنگ بنای گذار سیاسی) برآیند دو عامل زیر است: 1) ثبات افقی؛(توافق سیاسی و احترام دولتمردان به تعهدات خود و پایبندی به قواعد بازی سیاسی) 2) ثبات عمودی؛ یا تعامل سازنده و متقابل دولت و جامعه (مشروعیت داخلی دولت و عدممداخله نیروهای خارجی). روش پژوهش، کیفی از نوع تبیین علی و روش گردآوری دادهها بهرهگیری از منابع کتابخانهای و فضای مجازی است.
دولت
مصطفی کواکبیان؛ عظیم متین
چکیده
این پژوهش به بررسی تحول و تثبیت دولت مدرن در ایران میپردازد که در درون اندیشههای غربی قرارگرفته و نهادگرایی تاریخی را بهعنوان چارچوب نظری به کار میگیرد. مبانی نظری بر ویژگیهای متمایز یک دولت مدرن تأکید میکند و آن را از مدلهای تاریخی مانند دولت مطلق جدا میکند. این تحقیق بر سیر تاریخی دولت در ایران متمرکز است و بر نیاز به ...
بیشتر
این پژوهش به بررسی تحول و تثبیت دولت مدرن در ایران میپردازد که در درون اندیشههای غربی قرارگرفته و نهادگرایی تاریخی را بهعنوان چارچوب نظری به کار میگیرد. مبانی نظری بر ویژگیهای متمایز یک دولت مدرن تأکید میکند و آن را از مدلهای تاریخی مانند دولت مطلق جدا میکند. این تحقیق بر سیر تاریخی دولت در ایران متمرکز است و بر نیاز به درک دقیقی از رابطه رویدادها و بزنگاههای تاریخی و دولت مدرن تأکید دارد. هدف این پژوهش، کاوش جامع سیر تاریخی ایران در شکلگیری و تثبیت دولت مدرن است؛ بنابراین رویکرد نهاد گرایانه تاریخی به کار گرفتهشده است که ارتباط نهادهای سیاسی مانند ارتش، نظام مالیاتی و قوه قضائیه را در دولت سازی تشخیص میدهد. روش تحقیق از تحلیل محتوا برای دیدگاههای متفکران غربی در مورد دولت مدرن و تحقیقات تاریخی استفاده میکند تا فرآیند شکلگیری را در یک بازه زمانی مشخص بررسی کند. یافتهها سیر ایران را از دوران صفویه تا انقلاب مشروطه تا دوران رضاشاه نشان میدهد. مشروطیت بهعنوان یک جنبه محوری ظاهر میشود و نشاندهنده گذار به سمت حکومتداری مدرن و رابطه متوازن دولت-ملت است. دوران رضاشاه شاهد ناسیونالیسم و تمرکز اقتصادی است که اساساً پویایی قدرت را تغییر داده است. این کاوش تاریخی، تلاش ایران برای تفکر سیاسی مستقل و مفهوم متحول دولت-ملت را روشن میکند و درنهایت به درک سیاستها و جهتگیریهای معاصر ایران کمک میکند.
دولت
مظاهر ضیایی
چکیده
این مقاله ناپایداری تاریخی دولتها را از علل تأخیر توسعه تلقی کرده، از مهمترین عوامل آن را همجواری ایران با جوامع رمه گردان آسیای مرکزی میداند و هدفش تبیین تأثیر این عامل بر ناپایداری دولتها در ایران بهعنوان یکی از جوامع همجوار و متأثر از آسیای مرکزی است. ابتدا 432 دولت از 3000 ق.م. تا 1600 در اوراسیای قارهای (اروپا و آسیا ...
بیشتر
این مقاله ناپایداری تاریخی دولتها را از علل تأخیر توسعه تلقی کرده، از مهمترین عوامل آن را همجواری ایران با جوامع رمه گردان آسیای مرکزی میداند و هدفش تبیین تأثیر این عامل بر ناپایداری دولتها در ایران بهعنوان یکی از جوامع همجوار و متأثر از آسیای مرکزی است. ابتدا 432 دولت از 3000 ق.م. تا 1600 در اوراسیای قارهای (اروپا و آسیا بدون جزایر آنها) شناسایی شد. سپس آنها برحسب میزان اهمیت برای آسیای مرکزی ناحیه بندی، برحسب زمان شروع تأثیرپذیری، 500 ق.م. (زمان اتمام سرزمین بی مدعی در این منطقه)، دوره بندی و با تلفیق آنها، برحسب میزان تأثیرپذیری از دولتهای آسیای مرکزی به چهار دسته تقسیم شدند: الف) آسیای مرکزی، ب)زیاد متأثر، ج)کم متأثر و د)غیر متأثر. تحلیلهای آماری معتبر بودن گروهبندیها، کاهش میانگین و افزایش ضریب تغییرات عمر دولتها متناسب با افزایش تأثیرپذیری را نشان میدهد؛ طوری که میانگین عمر دولتها در گروهها گاه حدود 8 برابر یکدیگرند. تحلیل رگرسیونی معلوم کرد این ناحیه بندی و دستهبندی به ترتیب حدود 29% و 43% از تغییرات در عمر دولتهای اوراسیا را طی 4600 سال توضیح میدهند. بررسی ناپایداری دولت در ایران هم بهعنوان بخشی از ناحیهی همجوارِ آسیای مرکزی در بحث گروهبندیها و هم در یک بخش مستقل انجام و برای آنیک دوره بندی، شامل 3000 ق.م - 600 م، 600 - 1000، 1000- 1250 و بعد از 1250، ارائه میشود. حوادث متناظر با مقاطع تغییر دورهها ظهور اسلام، برآمدن سلجوقیان و حملات مغولان است.
دولت
مسعود اخوان کاظمی؛ گلناز نریمانی
چکیده
اگرچه حکومت تاریخی به درازنای زیست بشری دارد، اما دولت پدیده نسبتاً جدیدی است که بهویژه در قالب مدرن آن، بیش از چند قرن از عمر آن نمیگذرد. دولت مدرن سازمانی است که خشونت قانونی را کنترل و آن را به صورتی مشروع اعمال میکند. دولت تنها سازمانی است که صلاحیت و حق اعمال خشونت مشروع را دارد. در طول تاریخ و طی دوران گذشته، دولتهای زیادی ...
بیشتر
اگرچه حکومت تاریخی به درازنای زیست بشری دارد، اما دولت پدیده نسبتاً جدیدی است که بهویژه در قالب مدرن آن، بیش از چند قرن از عمر آن نمیگذرد. دولت مدرن سازمانی است که خشونت قانونی را کنترل و آن را به صورتی مشروع اعمال میکند. دولت تنها سازمانی است که صلاحیت و حق اعمال خشونت مشروع را دارد. در طول تاریخ و طی دوران گذشته، دولتهای زیادی در اقصی نقاط جهان شکلگرفته و هر یک بنا به دلایل مختلفی بعد از مدتی به نقطه فروپاشی رسیدهاند. باوجودی که دولت در مقایسه با حکومت از دوام و بقای بیشتری برخوردار است و به عبارتی، «کموبیش دائمی» است، اما نظریهپردازان سیاست اغلب چگونگی شکلگیری دولتها را موردتوجه قرار میدهند، ولی این نکته که آنها تحت چه شرایطی از هم فرومیپاشند، کمتر مورد توجه پژوهشگران واقع شده است. هدف این مقاله پاسخ به این پرسش است که در تحت چه شرایطی، یک دولت میتواند از بین رفته و یا از هم فروبپاشد؟ در تلاش برای یافتن زمینهها و عوامل فروپاشی و سقوط دولتها، پژوهش حاضر با بهرهگیری از چارچوب نظری تحلیل سیستمی، ضمن تشریح اشکال مختلف فروپاشی دولت، علل و دلایل مختلفی را در سطوح داخلی و خارجی مورد تبیین و تحلیل قرار داده است.
دولت
مجید استوار
چکیده
هرچند تماس ایران با تحولات جهان غرب را میتوان در سفرنامههای اروپایی ایرانیان در دوره صفویه و قاجار جستجو کرد اما آشنایی بُن فکنانه ایرانیان با غرب به دوران جنگ ایران و روس بازمیگردد. پس از جنگ ایران و روسیه در قرن نوزدهم میلادی، زمینه آشنایی ایرانیان با غرب در ابعاد مختلف فراهم شد. اصلاحگران ایرانی بهمنظور آشنایی ایرانیان ...
بیشتر
هرچند تماس ایران با تحولات جهان غرب را میتوان در سفرنامههای اروپایی ایرانیان در دوره صفویه و قاجار جستجو کرد اما آشنایی بُن فکنانه ایرانیان با غرب به دوران جنگ ایران و روس بازمیگردد. پس از جنگ ایران و روسیه در قرن نوزدهم میلادی، زمینه آشنایی ایرانیان با غرب در ابعاد مختلف فراهم شد. اصلاحگران ایرانی بهمنظور آشنایی ایرانیان با رویههای تمدن غربی و نوسازی ایران تلاشهای مستمری را از اعزام محصلان به اروپا تا ترجمه متون غربی و تأسیس نهادهای آموزشی نوین انجام دادند تا عقبماندگی ایران از اروپا را کاهش دهند. تأسیس نظام آموزشی جدید مهمترین علاقهای بود که نخبگان ایرانی در دورههای مختلف از قاجار تا پهلوی به دنبال آن بودند و پس از انقلاب مشروطه و سپس روی کار آمدن دولت پهلوی اول، امکان تحقق نظام آموزشی نوین در ایران فراهم شد. پرسش پژوهش حاضر این است که عملکرد دولت رضاشاه در زمینه نوسازی نظام آموزشی چه تغییراتی در ایران پدید آورد؟ این پژوهش با تمرکز بر نظریه نخبهگرایی، عملکرد دولت رضاشاه را در زمینه نوسازی ایران و ایجاد نظام آموزشی جدید موردبررسی قرار میدهد. یافتههای پژوهش نشان میدهد اقدامات دولت رضاشاه در نوسازی نظام آموزشی، به گسترش دیوانسالاری مدرن، سکولاریسم، ملیگرایی و غربگرایی انجامید. این پژوهش به شیوه توصیفی و تاریخی موردبررسی قرارگرفته است.
دولت
احمد زارعان
چکیده
پس از تهاجم گسترده داعش به عراق، موجودیت دولت و ملت عراق و مقدسات مسلمانان در معرض تهدید جدی قرار گرفت. درحالیکه داعش به دروازههای بغداد نزدیک میشد و ارتش و نیروهای امنیتی عراق قادر به مقابله با آن نبودند با فتوای آیتالله سیستانی مبنی بر جهاد کفایی برای مقابله با داعش و دفع این خطر بالفعل، یک سازمان دفاعی-امنیتی به نام حشدالشعبی ...
بیشتر
پس از تهاجم گسترده داعش به عراق، موجودیت دولت و ملت عراق و مقدسات مسلمانان در معرض تهدید جدی قرار گرفت. درحالیکه داعش به دروازههای بغداد نزدیک میشد و ارتش و نیروهای امنیتی عراق قادر به مقابله با آن نبودند با فتوای آیتالله سیستانی مبنی بر جهاد کفایی برای مقابله با داعش و دفع این خطر بالفعل، یک سازمان دفاعی-امنیتی به نام حشدالشعبی متشکل از داوطلبان مردمی و گروههای شبهنظامی که بازوی نظامی احزاب و جریانهای سیاسی عراقی محسوب میشوند تشکیل شد. دولت عراق که در شرایط اضطرار قرارگرفته بود از تشکیل این سازمان دفاعی-امنیتی جدید حمایت و از آن پشتیبانی مالی، لجستیکی و تسلیحاتی کرد. با دفع خطر داعش و پایان شرایط اضطراری، وجود چنین سازمانی که عمدتاً تحت کنترل گروههای شبهنظامی قرار دارد برای دولت عراق که به دنبال کسب انحصار اعمال زور مشروع است به یک چالش مهم تبدیلشده است. ازاینرو، همه رؤسای دولت عراق پس از 2014 تلاش کردهاند از طریق اتخاذ راهبردهای مختلف مانع از شکلگیری یکنهاد دفاعی-امنیتی موازی خارج از کنترل دولت شوند. این مقاله که در آن، دادهها با مراجعه به منابع کتابخانهای و برخط گردآوریشده و با روش توصیفی ـ تحلیلی مورد تبیین و تحلیل قرارگرفتهاند. به دنبال یافتن پاسخی معتبر به این سؤال است: رابطه دولت عراق با حشدالشعبی و گروههای شبهنظامی تشکیلدهنده آن چگونه بوده است؟ یافتههای مقاله نشان میدهد رابطه دولت عراق با گروههای شبهنظامی تابعی از مقتضیات زمانی بوده است بهگونهای که در شرایط اضطراری و تهدیدآمیز، دولت از ظرفیت این گروهها استفاده کرده و در فقدان این شرایط، این گروهها از سوی دولت همچون عنصری مزاحم، نامطلوب و تهدید زا تلقی شده و طیفی از سیاستها و راهبردهای کنترلی از سوی دولت عراق در مورد آنها اعمالشده است.
دولت
الهه صادقی؛ سمانه موحدی
چکیده
آیت الله سید علی خامنه ای به عنوان رهبر جامعه ایران در خصوص پیشبرد آرمانهای انقلاب اسلامی، دولت اسلامی را مهمترین و سومین مرحله از فرآیند پنج مرحلهای پیشرفت و دستیابی به تمدن اسلامی می دانند؛ البته ایشان معتقدند که به رغم تلاش های صورت گرفته، تاکنون دولت اسلامی در معنای حقیقی خود محقق نشده است. به همین منظور این مقاله به دنبال این ...
بیشتر
آیت الله سید علی خامنه ای به عنوان رهبر جامعه ایران در خصوص پیشبرد آرمانهای انقلاب اسلامی، دولت اسلامی را مهمترین و سومین مرحله از فرآیند پنج مرحلهای پیشرفت و دستیابی به تمدن اسلامی می دانند؛ البته ایشان معتقدند که به رغم تلاش های صورت گرفته، تاکنون دولت اسلامی در معنای حقیقی خود محقق نشده است. به همین منظور این مقاله به دنبال این است که به تبیین دیدگاه آیتالله خامنهای در خصوص مبانی و شاخصهای دولت اسلامی بپردازد؛ زیرا از یک سو اندیشههای ایشان به عنوان یکی از تاثیرگذارترین صاحبنظران مسلمان شیعه میتواند الگوی نظری و عملی فعالیت دولت اسلامی باشد و از سوی دیگر ایشان، رهبری جامعه ایران را عهدهدار هستند و نظرات ایشان، نسبت به هر فرد دیگری میتواند در امور مربوط به دولت تاثیرگذار باشد. بر این اساس، مقاله پیش رو، با روش تحلیل محتوای کیفی به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که از منظر آیتالله خامنهای، مبانی و شاخصهای دولت اسلامی چگونه ترسیم شده است؟ یافتههای این پژوهش نشان داد که مبانی دولت اسلامی از منظر ایشان بر اسلامی بودن تاکید دارد که از سه رکن اسلام سیاسی، ضرورت زندگی اجتماعی و تحقق حیات طیبه تشکیل شده است. همچنین شکلگیری دولت اسلامی در سایه شاخصهایی نظیر جهتگیری ارزشی-اعتقادی، حفظ هویت اسلامی، پایبندی به موازین مردمسالاری دینی، خدمتگزاری، عدالت محوری، قانونگرای، علم محوری، خردگرایی، ظلم ستیزی و سلامت اقتصادی با الگوگیری از دولت نبوی و علوی تحقق می یابد.