جامعه شناسی سیاسی
ساجده علامه
چکیده
هدف از این مقاله مطالعۀ چگونگی رابطۀ دولت با سازمانهای صنفی در بازار در شهر جامعۀ پیشامدرن ایران است. برای مطالعۀ این پرسش، از چارچوب «دولت در جامعه» برگرفته از جامعهشناسی سیاسی جدید کمک گرفته شده است. روش پژوهش یک مطالعه تاریخی است که یک مطالعه موردی را پیرامون سازمانهای صنفی در مکان بازار تهران در مقطع زمانی 1800-1906 میلادی ...
بیشتر
هدف از این مقاله مطالعۀ چگونگی رابطۀ دولت با سازمانهای صنفی در بازار در شهر جامعۀ پیشامدرن ایران است. برای مطالعۀ این پرسش، از چارچوب «دولت در جامعه» برگرفته از جامعهشناسی سیاسی جدید کمک گرفته شده است. روش پژوهش یک مطالعه تاریخی است که یک مطالعه موردی را پیرامون سازمانهای صنفی در مکان بازار تهران در مقطع زمانی 1800-1906 میلادی طراحی میکند. در پی مطالعه چگونگی رابطۀ دولت و سازمانهای صنفی در بازار تهران در این دوره، سیاست دولت و موقعیت نهادی در رابطه با این سازمانها در بازار بررسی شدهاست. سیاست دولت که از طریق تحلیل ترتیبات اداری دولت برای ادارۀ سازمانهای صنفی و نیاز مالی دولت به آنها دنبال میشود، یک سیاست توازن قدرت براساس نیاز متقابل میان خود و سازمانهای صنفی در بازار را نشان میدهد. همچنین تجزیه و تحلیل موقعیت نهادی سازمانهای صنفی به معنای مولفههایِ ایجاد و حفظ قواعد کنترل حیات اقتصادی- اجتماعی نشان میدهد که سازمانهای صنفی در بازار از نوعی از استقلال نسبی برخوردار بودهاند. بنابراین، میتوان نتیجه گرفت دولت قاجار ناتوان از ایجاد یک ساختار قدرت متمرکز برای ادارۀ حیات اقتصادی به ناچار سیاستی را در پیش گرفت که بر حفظ توازن قدرت میان خود و بازاریان متمرکز بود. ازاینرو، ادغام نهادهای دولت در سازمانهای صنفی در بازار محدود بود. این امر، به نوبه خود، در موقعیت نهادی سازمانهای صنفی بازار نوعی از استقلال نسبی را رقم میزد که برای آنها تحت تابعیت اقتدار دولت امکان قابلتوجهای از خودگردانی را فراهم مینمود.
جامعه شناسی سیاسی
نرگس سوری
چکیده
در این مقاله نحوه بازنمایی زن فرودست در گفتمان انقلاب سفید مورد بررسی قرار گرفته است؛ سه مسئله در این زمینه بررسی شده است: نحوه بازنمایی زن، چگونگی برساخت وضعیت فرودستی و فرادستی زنان و رابطه گفتمان با ساختار اجتماعی. بدین منظور منطق نظری گایاتری اسپیواک در کتاب معروف «آیا فرودست میتواند سخن بگوید؟» مبنای تبیین مسئله قرار ...
بیشتر
در این مقاله نحوه بازنمایی زن فرودست در گفتمان انقلاب سفید مورد بررسی قرار گرفته است؛ سه مسئله در این زمینه بررسی شده است: نحوه بازنمایی زن، چگونگی برساخت وضعیت فرودستی و فرادستی زنان و رابطه گفتمان با ساختار اجتماعی. بدین منظور منطق نظری گایاتری اسپیواک در کتاب معروف «آیا فرودست میتواند سخن بگوید؟» مبنای تبیین مسئله قرار گرفته است؛ همچنین از روش تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف برای فهم نحوه بازنمایی زنان استفاده شده است. دو کتاب «انقلاب سفید» و به «سوی تمدن بزرگ» بهعنوان مانیفست انقلاب سفید مبنای تحلیل متن در سه سطح پرکتیس متنی، گفتمانی و اجتماعی قرار گرفته است. طبق ویژگیهای زبانشناختی دو متن مورد بررسی، گفتمان حاکم بر انقلاب سفید «مدرنیسم هویت گرا» شناسایی شد که در آن زن به نحو توأمانی بهصورت سوژه و ابژه بازنمایی میشود؛ این گفتمان رابطه دوگانهای با مناسبات قدرت و نظم اجتماعی برقرار میکند: فرودستسازی هویتی و فرودست زدایی نسبی از زنان. این گفتمان علیرغم تلاش در جهت اعتلای هویت زنان با توصیف وضعیت فرودستی آنان تحت عنوان ننگ اجتماعی از بازنمایی بهنجار آن بازمیماند؛ در نتیجه به تعبیر اسپیواکی گفتمان مدرنیسم هویت گرا زنان را نمایندگی نمیکند و صدای زن فرودست را به محاق میبرد. به همین دلیل با وجود مرئی سازی زنان در این گفتمان میتوان نحوه این بازنمایی را مرئی سازی خاموش نامید.
دولت
جمال مختاری
چکیده
این مقاله به بررسی نقش دولت در فرآیند برساخت هویت ملی در چین میپردازد و میکوشد به این سؤال اصلی پاسخ دهد که چگونه، علیرغم دگرگونیهای گفتمانی، ایدئولوژیک، اقتصادی و بینالمللی، نقش ساختاری دولت در هویتسازی ملی چین از سنت کنفوسیوسی تا چین معاصر تداوم یافته است؟ برخلاف رویکردهایی که کنفوسیوسیسم و مارکسیسم را بهمثابه ایدئولوژیهای ...
بیشتر
این مقاله به بررسی نقش دولت در فرآیند برساخت هویت ملی در چین میپردازد و میکوشد به این سؤال اصلی پاسخ دهد که چگونه، علیرغم دگرگونیهای گفتمانی، ایدئولوژیک، اقتصادی و بینالمللی، نقش ساختاری دولت در هویتسازی ملی چین از سنت کنفوسیوسی تا چین معاصر تداوم یافته است؟ برخلاف رویکردهایی که کنفوسیوسیسم و مارکسیسم را بهمثابه ایدئولوژیهای همسطح تحلیل میکنند، این پژوهش بر تمایز میان ذات اخلاقی–فلسفی کنفوسیوسیسم و کارکرد نهادمند و حکومتی بازتفسیرشده آن تأکید دارد. این پژوهش با بهرهگیری از روش تحلیل تطبیقی تاریخی- گفتمانی و بر اساس سه دسته داده شامل «متون کلاسیک کنفوسیوسی»، «اسناد و گفتارهای رسمی حزب کمونیست چین در دورههای مائو، اصلاحات دنگ و چین معاصر»، و نیز «سیاستهای فرهنگی و آموزشی دولت»، به تحلیل تداوم نقش دولت در تولید معنا و هویت جمعی میپردازد. بازه زمانی پژوهش از دوران امپراتوری تا عصر حاضر را در بر میگیرد و امکان آزمون ادعای تداوم ساختاری در بستر تحولات عمیق تاریخی را فراهم میسازد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که اگرچه محتوای ایدئولوژیک از کنفوسیوسیسم کلاسیک به مارکسیسم و سپس به سوسیالیسم با مشخصات چینی تغییر یافته است، اما دولت در تمامی این دورهها همچنان نقش محوری خود را بهعنوان مرجع نظم اخلاقی، مشروعیت سیاسی و هویت ملی حفظ کرده است. از اینرو، تداوم مورد نظر مقاله نه تداوم محتوایی ایدئولوژیها، بلکه استمرار یک الگوی نهادی دولتمحور در تاریخ فکری و سیاسی چین است که نهتنها در سنت کنفوسیوسی و نظام بوروکراتیک امپراتوری، بلکه در دوره سوسیالیسم چینی نیز از طریق سیاستهای مشخصی همچون کمپین آموزش میهنپرستانه پس از 1989، بازترویج گزینشی کنفوسیوسیسم از دهه 2000 و اسناد رسمی حزب کمونیست درباره مفهوم «ملت چین» قابل مشاهده است.
مسائل ایران
حمید احمدی؛ عباس اشرفی
چکیده
هدف این پژوهش بررسی روند همگرایی و واگرایی دولت و جامعه در ایران در چهار دهه پس از انقلاب 57 است. برای رسیدن به این منظور، از شرایط دولت و جامعه و متغیرهای مؤثر در تحولات جامعه و دولت در طول روند زمانی مدنظر بحث شده است. دولت و جامعه در ایران، از سال ۵۷ در طول روند فرآیند زمانی، دارای دو دوره بوده است: دوره وحدت و دوره تضاد. پرسش اصلی این ...
بیشتر
هدف این پژوهش بررسی روند همگرایی و واگرایی دولت و جامعه در ایران در چهار دهه پس از انقلاب 57 است. برای رسیدن به این منظور، از شرایط دولت و جامعه و متغیرهای مؤثر در تحولات جامعه و دولت در طول روند زمانی مدنظر بحث شده است. دولت و جامعه در ایران، از سال ۵۷ در طول روند فرآیند زمانی، دارای دو دوره بوده است: دوره وحدت و دوره تضاد. پرسش اصلی این است که میان نگاه دولت و جامعه ایرانِ پس از انقلاب، درباره سیاست داخلی و خارجی، چه نسبتی وجود داشته و این نگاه چه تحولی پیدا کرده است. پاسخ این پرسش پس از بررسی وضعیت جامعه و دولت در فرآیند زمانیِ چهار دهه اخیر، این است که در دوره دهه اول انقلاب که آن را دوره وحدت مینامیم، براساس عواملی چون خود انقلاب، جنگ و وجود منابع رانتی میان نظام سیاسی و جامعه وحدت و همگرایی وجود داشته است؛ اما در ادامه مسیر، بهتدریج، میان ایندو واگرایی شکل گرفته و در نهایت تضاد به وجود آمده است. عوامل و موئلفه های حرکت به سمت تضاد عبارتاند از: نظام بینالملل، آگاهی اجتماعی و سیاستهای داخلی و خارجی، و عوامل حرکت به سمت واگرایی به تفصیل بررسی و آمار نظرسنجی، شرایط واگرائی و حرکت به سمت تضاد را نشان می دهد. در این پژوهش روش تحقیق بر اساس رهیافت پس رویدادی گذشته نگر است که در آن علت و معلول پس از وقوع بررسی می شوند، و از معلول به علت ها و متغیرهای آن پی می بریم.
جامعه شناسی سیاسی
صبا مهرابی؛ علی اشرف نظری
چکیده
مقاله در پی نگاهی نو به پدیده پوپولیسم از چشمانداز جدید بود و به نقد نظریههای رایج جامعهشناسی سیاسی پرداخت و استدلال کرد که این نظریهها برای تبیین جنبشهای جدید اجتماعی با بنبست تحلیلی مواجه بودند. هدف از این مقاله، شناخت عمیقتر این پدیده با استفاده از رویکرد روانشناسی سیاسی-اجتماعی بود، چون این رویکرد امکان بررسی عمیقترین ...
بیشتر
مقاله در پی نگاهی نو به پدیده پوپولیسم از چشمانداز جدید بود و به نقد نظریههای رایج جامعهشناسی سیاسی پرداخت و استدلال کرد که این نظریهها برای تبیین جنبشهای جدید اجتماعی با بنبست تحلیلی مواجه بودند. هدف از این مقاله، شناخت عمیقتر این پدیده با استفاده از رویکرد روانشناسی سیاسی-اجتماعی بود، چون این رویکرد امکان بررسی عمیقترین سائقهای بشر را در جنبشهای تودهای فراهم کرد. ضرورت بحث حاضر در آن بود که با شناخت محرکهای روانشناختی جنبشهایی نظیر نازیسم میتوان پاسخهای درستتری را به این امیال داد و از تکرار فجایع انسانی جلوگیری کرد. پژوهش حاضر با روش کیفی و تحلیل گفتمانی، با استفاده از منابع کتابخانهای و بر اساس نظریه لاکلا و شانتال موف انجام شد. موف و لاکلا به دلیل اهمیت قائل شدن برای نقش عواطف انسانی در سیاست، عرصه فراخی را برای تحلیل جنبشهای اجتماعی فراهم کردند. پرسش اصلی مقاله این بود که چه محرکهای روانشناختی برای حمایت از پوپولیست مطرح بودند و چگونه میتوان با استفاده از رویکرد روانشناختی به بررسی پوپولیسم پرداخت؟ فرضیه مقاله این بود که محرکهایی چون احساس حقارت، حسرت، نیاز به کرامت، نادیده گرفته شدن، به حاشیه رانده شدن و بیگانه هراسی ازجمله محرکهای اصلی روانشناختی در ظهور پوپولیسم بودند. در این پژوهش امیال روانشناختی مؤثر در میان تودهها بهویژه در زمان بحران مورد بررسی قرار گرفت. همچنین با ذکر دو نمونه برجسته از جنبشهای پوپولیستی یعنی آمریکای عصر ترامپ و آلمان نازی تأثیر امیال روانشناختی بحث شد.
مسائل ایران
وحید سینائی؛ یونس ایرندگانی
چکیده
هدف اصلی این مقاله، شناخت اشکال تعامل دولت و اقوام ذیل وضعیتهای مختلف ساخت قدرت در دوران سنتی، مشروطه و پهلوی است. روش پژوهش، کیفی از نوع تبیینی-تاریخی است و از چارچوب نظری ساختار فرصت سیاسی برای تبیین پویاییهای روابط دولت و اقوام ذیل ساختهای قدرت در پیشا مشروطه، مشروطه و پهلوی استفاده شده است. در دوره سنتی(پیشا ...
بیشتر
هدف اصلی این مقاله، شناخت اشکال تعامل دولت و اقوام ذیل وضعیتهای مختلف ساخت قدرت در دوران سنتی، مشروطه و پهلوی است. روش پژوهش، کیفی از نوع تبیینی-تاریخی است و از چارچوب نظری ساختار فرصت سیاسی برای تبیین پویاییهای روابط دولت و اقوام ذیل ساختهای قدرت در پیشا مشروطه، مشروطه و پهلوی استفاده شده است. در دوره سنتی(پیشا مشروطه)، ساخت قدرت مبتنی بر همکاری دولت و اقوام بود. از این رو قدرتهای متنوع در عرصه حکمرانی، یکدیگر را در یک منطق و نظم مشخصی متوازن و تعدیل میکردند. در نتیجه از تسلط مطلق یک قدرت بر دیگری جلوگیری میشد. از تداوم این سیر رابطه بین دولت و اقوام در چارچوب تبادل زمین و منابع، بسیج قدرت در قالب جمعآوری لشکر و مالیات، نوعی پراکندگی قدرت در ایران تثبیت و بازتولید میشد. در دوران مشروطه به دلیل ساخت قدرت پراکنده و غیر ایدئولوژیک ملوکالطوایفی و رسمی شدن این سازوکار با تصویب قانون انجمنهای ایالتی و ولایتی شکل غالب تعامل دولت و اقوام مبتنی بر همکاری بود و به تبع آن تحرکات قومی در چارچوب خودمختاری محلی در ساخت قدرت ملوکالطوایفی صورت گرفت. اما در دوره پهلوی با گذر از ساخت قدرت ملوکالطوایفی به ساخت قدرت متمرکز و ایدئولوژیک شکل غالب تعامل دولت و اقوام مبتنی بر منازعه و به تبع ساخت قدرت، تحرکات قومی از جنس خودمختاری خواهی واگرایانه شد.
اندیشه سیاسی
بهرام اخوان کاظمی؛ جواد دادمهر
چکیده
شکلگیری هر گفتمان وابسته به مفاهیم تمایز و رقابت است. گفتمان الهیات سیاسی زرتشتی در رقابت و منازعه معنایی با ادیان، جنبشها و گفتمانهای متعددی از قبیل مهر گرایی، زروانی، مانوی شکل گرفت. تعدد آیینی و اعتقادی از جمله چندخدایی مهمترین مفهوم مورد اعتراض گفتمان زرتشتی بود و در تمایز با آنان حامی ایده خدای واحد(اهورامزدا) بود. این ...
بیشتر
شکلگیری هر گفتمان وابسته به مفاهیم تمایز و رقابت است. گفتمان الهیات سیاسی زرتشتی در رقابت و منازعه معنایی با ادیان، جنبشها و گفتمانهای متعددی از قبیل مهر گرایی، زروانی، مانوی شکل گرفت. تعدد آیینی و اعتقادی از جمله چندخدایی مهمترین مفهوم مورد اعتراض گفتمان زرتشتی بود و در تمایز با آنان حامی ایده خدای واحد(اهورامزدا) بود. این منازعات معنایی در مورد مفاهیم به شکلگیری گفتمان زرتشتی بر محور دال مرکزی اهورامزدا انجامید. این گفتمان در دوره ساسانیان به عنوان گفتمان حاکم آموزههای سیاسی خود را که ریشه در متون و انگارههای دینی داشت، را برجسته و مفاهیم دیگر گفتمانها را به حاشیه کشاند. هدف پژوهش این است که با اتکا به روش تحلیل گفتمان لاکلا و موفه عناصر گفتمان زرتشتی را شناسایی و نسبت الهیات سیاسی و امر سیاسی با دولت را در گفتمان زرتشتی با نظریه کارل اشمیت مقایسه نماید. الهیات سیاسی در نظریه اشمیت منبع تولید مفاهیم و امر سیاسی پیشفرض مفهوم دولت و مبتنی بر تمایز دوست/دشمن است. بر اساس یافتههای پژوهش الهیات سیاسی در ایران منبع تولید مفاهیم و عناصر گفتمان زرتشتی مانند؛ اهورامزدا، نظم کیهانی اشه، آموزه خیر و شر، شاه آرمانی، خویشکاری است و جهتگیری خاصی مشابه رویکرد اشمیت به امر سیاسی دارد که مبتنی بر خصومت خیر و شراست. مدل منتج و تجویزی دولت بر اساس مبادی الهیات و امر سیاسی، حکومت شهریاری و حاکم مقبولی با دایره اختیارات گستردهای است که در عین وجوه افتراق مشابهت زیادی با تئوری دولت اشمیت دارد که در این پژوهش به آن پرداخته میشود.