روابط بین الملل
هادی تقی پور اردشیری؛ مرتضی نورمحمدی
چکیده
در حالی که تأثیر فناوری بر اقتصاد سیاسی بینالملل به طور گسترده پژوهش شده است، اما درک محیط نوین کنشگری و الگوی روابط کنشگران در بستر توسعه هوش مصنوعی همچنان ناقص است. تأثیرگذاری هوش مصنوعی بر کنشگران به ویژه دولتها مسئله اساسی است که نیاز به بررسی علمی دارد. هدف این پژوهش نیز بررسی و تحلیل ابعاد این تأثیرگذاریها است. پرسش ...
بیشتر
در حالی که تأثیر فناوری بر اقتصاد سیاسی بینالملل به طور گسترده پژوهش شده است، اما درک محیط نوین کنشگری و الگوی روابط کنشگران در بستر توسعه هوش مصنوعی همچنان ناقص است. تأثیرگذاری هوش مصنوعی بر کنشگران به ویژه دولتها مسئله اساسی است که نیاز به بررسی علمی دارد. هدف این پژوهش نیز بررسی و تحلیل ابعاد این تأثیرگذاریها است. پرسش اساسی آن است که چگونه هوش مصنوعی میتواند ماهیت کنشگران اقتصاد سیاسی بین الملل به ویژه دولت را تغییر دهد؟ فرضیه پژوهش آن است که هوش مصنوعی با دگرگونسازی ظرفیتهای کنشگران در ابعادی نظیر تصمیمگیری، دادهمحوری و خودمختاری، ماهیت آنان را تغییر داده و در نتیجه به پیدایش الگوهای جدید و پیچیدهتری از روابط میان کنشگران منجر میشود. پژوهش حاضر از رویکرد توصیفی-تحلیلی بهره برده است تا دادههای پیش و پس از سال 2010 که نقطه عطف توسعه هوش مصنوعی است را طبق 4 شاخصی که بر اساس نظریه وابستگی متقابل پیچیده رابرت کیوهن و جوزف نای انتخاب شده است، بررسی نماید. این 4 شاخص شامل تاثیر هوشمصنوعی بر سرشت کنشگران، ظهورکنشگران جدید، اهداف و منافع، و الگوی روابط کنشگران در است. یافتههای پژوهش نشان داد که هوش مصنوعی با ایجاد ظرفیتهای نوین برای کنشگران، عملکرد آنها را تغییر داده است. این تغییر موجب ایجاد الگوی نوینی از روابط پیچیده میان کنشگران گردیده است. طبق این الگو، تحول در ماهیت کنشگران به معنای بازتعریف عملکرد کنشگران به ویژه دولت و پیوستگی بیشتر آن ها با یکدیگر است که از طریق هوش مصنوعی به تولید ثروت و قدرت مبادرت میورزند.
جامعه شناسی سیاسی
محمودرضا رهبرقاضی؛ زهرا صادقی نقدعلی
چکیده
این پژوهش به بررسی پدیده دوگانگی سیاسی دولت و جامعه با استفاده از رویکرد نظریهپردازی دادهبنیاد و روش اشتراوس و کوربین پرداخته است. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با 24 نفر از خبرگان نظری و دانشگاهی در سال 1403 جمعآوری و تحلیل شدهاند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که عواملی مانند تعارضات سیاسی تاریخی، بیاعتمادی ...
بیشتر
این پژوهش به بررسی پدیده دوگانگی سیاسی دولت و جامعه با استفاده از رویکرد نظریهپردازی دادهبنیاد و روش اشتراوس و کوربین پرداخته است. دادهها از طریق مصاحبههای عمیق و نیمهساختاریافته با 24 نفر از خبرگان نظری و دانشگاهی در سال 1403 جمعآوری و تحلیل شدهاند. یافتههای تحقیق نشان میدهد که عواملی مانند تعارضات سیاسی تاریخی، بیاعتمادی به نهادهای سیاسی، اختلافات ایدئولوژیک، مداخلات خارجی، ساختارهای اجتماعی-اقتصادی، فرهنگ سیاسی جامعه، فضای رسانهای و اطلاعاتی، فرهنگ خانواده و آموزش از جمله مهمترین عوامل علی و زمینهای دوگانگی سیاسی دولت و جامعه به شمار میآیند. همچنین، نقش اعتراضات اجتماعی، تصمیمگیریهای کلان سیاسی، شبکههای اجتماعی و تغییرات قانونی و حقوقی به عنوان عوامل مداخلهگر، به شدت در تسهیل یا تشدید دوگانگی سیاسی مؤثر است. یافتهها نشان میدهد که پدیده دوگانگی سیاسی دولت و جامعه دو استراتژی پذیرش یا مقاومت را در میان افراد ایجاد کرده است. سرانجام، پیامدهای دوگانگی سیاسی شامل تشدید شکاف اجتماعی و سیاسی، افزایش بیثباتی سیاسی و اقتصادی، افزایش نارضایتی عمومی، افزایش خشونت و درگیریهای اجتماعی، کاهش اعتماد سیاسی، تضعیف همبستگی ملی، افزایش مهاجرت و فرار مغزها است. همچنین، کد هسته برای این پژوهش شکافهای ساختاری و فرهنگی انتخاب شده است که اصلیترین دلیل پدیده دوگانگی سیاسی محسوب میشود. سرانجام، در پایان پس از ارائه پارادایم نظری برگرفتهشده از دادههای پژوهش، توصیههای سیاستی برای کاهش این شکاف سیاسی در کشور ارائه شد.
روابط بین الملل
فریبرز ارغوانی پیرسلامی؛ سجاد کریمیان
چکیده
ارتقای قدرت چین در نظم بینالمللی موجود گمانههای بسیاری را در خصوص رویکرد و نگاه آن به ماهیت نظم بینالمللی مطلوب به وجود آورده است. با توجه به تلاش هر قدرت نوظهور برای انطباق نظم بینالمللی متناسب با منافع و آرمانهای خویش، شناخت رویکرد چین به نظم بینالمللی بهویژه در سده بیست و یکم از اهمیت برخوردار است. این مقاله با بازشناسی ...
بیشتر
ارتقای قدرت چین در نظم بینالمللی موجود گمانههای بسیاری را در خصوص رویکرد و نگاه آن به ماهیت نظم بینالمللی مطلوب به وجود آورده است. با توجه به تلاش هر قدرت نوظهور برای انطباق نظم بینالمللی متناسب با منافع و آرمانهای خویش، شناخت رویکرد چین به نظم بینالمللی بهویژه در سده بیست و یکم از اهمیت برخوردار است. این مقاله با بازشناسی مفهوم «هماهنگی» بهعنوان مرکز ثقل نظام فکری و اندیشگی چین، واکاوی چیستی و ماهیت رویکرد چین به نظم بینالمللی را ذیل این مفهوم هدف خود قرار داده است. بر این اساس، این مقاله با طرح این پرسش که نظم بینالمللی چینی ذیل مفهوم هماهنگی چگونه و با چه ماهیت و مختصاتی قابلشناسایی است؟ ضمن نشان دادن برآمدن مفهوم هماهنگی از مهمترین مکاتب فکری چین یعنی کنفوسیوسیم و تائوئیسم بر این نظر است که نظم چینی در بستر سده بیست و یکم فراتر از نگاه یکسانانگار به نظام بینالمللی به دنبال تحقق تعادل و هماهنگیای است که از طریق به رسمیت شناختن تفاوتها حاصل میشود؛ بهبیاندیگر هماهنگی زمانی محقق میشود که تفاوتها پذیرفته شده و همکاری و رقابت محور تعاملات باشد. یافتههای این پژوهش که با روش توصیفی-تبیینی و از دل واکاوی مکاتب فکری چین و مصادیق آن در جهان واقع به دست آمده نشان میدهد که معنای نظم از منظر هماهنگی با آنچه در نظم غربی مدنظر است متفاوت است. به رسمت شناختن تفاوتها، احترام برای ارزشهای دیگری، اصالت همکاری در مقابل تنازع و رقابت از مهمترین ویژگیهای این نظم است.
دولت
مهدی الیاسی؛ محمد تندرو
چکیده
امروزه پیشرفتهای فناورانه نیازمند شناخت مؤثرترین روشها و نظامهای سیاستی حکمرانی در سطوح مختلف است. این تغییر پارادایم، اجرای سیاستهای حاکمیتی مؤثر را برای تسهیل یکپارچگی بهینه و ترسیم مسیر توسعه ضروری میسازد. اما این سیاستها صرفاً در سطح تغییر نگاه و یا رویکرد یک سازمان و چگونگی سیاستگذاری دولتها خلاصه نمیشود، ...
بیشتر
امروزه پیشرفتهای فناورانه نیازمند شناخت مؤثرترین روشها و نظامهای سیاستی حکمرانی در سطوح مختلف است. این تغییر پارادایم، اجرای سیاستهای حاکمیتی مؤثر را برای تسهیل یکپارچگی بهینه و ترسیم مسیر توسعه ضروری میسازد. اما این سیاستها صرفاً در سطح تغییر نگاه و یا رویکرد یک سازمان و چگونگی سیاستگذاری دولتها خلاصه نمیشود، بلکه ماهیت دولت را تحت تأثیر قرار خواهند داد. این پژوهش زوایای مختلف حکمرانی دولت را با توجه به شاخصهای گذار به فناوریهای صنعت چهارم بررسی میکند. همچنین با مطالعه موضوعی بیش از هجده سند سیاستی فناورانه در ایالاتمتحده آمریکا، با استفاده از ابزارهای پیشرفته تحلیل متنی و پردازش زبان طبیعی، فراتر از تفاوتهای ظریف پیشرفتهای فناورانه، جنبههای حاکمیتی را مورد پژوهش و تحلیل قرار داده و نشان میدهد اینگونه سیاستگذاری به تدریج کارکرد دولت و شیوههای اعمال حاکمیت را تغییر داده و منشأ تحول شیوههای حکمرانی خواهد بود. هدف اصلی این پژوهش بررسی پویاییهای پیچیده حاکم بر همزیستی مداخلات سیاستی حکمرانی مؤثر در فرآیندهای گذار به فناوریهای صنعت چهارم، با تأکید بر چالشهای چندوجهی است. این پژوهش بهوضوح نشان میدهد که حکمرانی در عصر صنعت چهارم نیازمند درک چندبعدی به جهت قاعده گذاری در تحول نحوه حکمرانی کارکرد دولت است. در واقع، تنها از طریق رویکردهای حکمرانی منعطف، نوآورانه و مسئولانه و درک تحول ماهوی کنش دولتی است که میتوان به موفقیتهای پایدار دست یافت. این تحول را میتوان به عنوان نمونه بارز در گونههای سیاستگذاری و دگرگونی در ماهیت دولت آمریکا مشاهده کرد.
دولت
عبدالرسول کاوه فرد؛ حجت الله ایوبی
چکیده
این مقاله با هدف تحلیل و تبیین نقش فرمانداریها در توسعه سیاسی در سطح شهرستانهای استان بوشهر به انجام رسیده است. در این پژوهش، تلاش بر این بود، نقش فرمانداریها بهعنوان کارگزاران عالی دولت (و حاکمیت) در سطح مناطق و نواحی، بر شاخصهای پنجگانه موردنظر این پژوهش با بهرهگیری از ابزار پرسشنامه مورد بررسی قرار گیرد. روش پژوهش، توصیفی ...
بیشتر
این مقاله با هدف تحلیل و تبیین نقش فرمانداریها در توسعه سیاسی در سطح شهرستانهای استان بوشهر به انجام رسیده است. در این پژوهش، تلاش بر این بود، نقش فرمانداریها بهعنوان کارگزاران عالی دولت (و حاکمیت) در سطح مناطق و نواحی، بر شاخصهای پنجگانه موردنظر این پژوهش با بهرهگیری از ابزار پرسشنامه مورد بررسی قرار گیرد. روش پژوهش، توصیفی - تحلیلی بوده و دادهها به روش پیمایشی گردآوری شده است. برای سنجش پرسشهای پرسشنامه از اعتبار صوری و برای سنجش پایایی آن از روش آلفای کرونباخ، بهره گرفته شده که پرسشنامه با ضریب اعتباری 907/0 تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها نیز از آزمونهای تی تک-نمونهای، تحلیل واریانس و رویکرد مدلسازی معادلات ساختاری واریانسمحور و نرمافزار مربوطه (PLS) بهره گرفته شد. گردآوری دادهها نیز با توزیع پرسشنامه میان جامعه آماری، دربرگیرنده 100 نفر از کارکنان فرمانداریهای مورد بررسی، بهگونه تمامشماری صورت گرفت. نتایج این مطالعه نشان داد، فرمانداریها با توجّه به نقش راهبری خود، بر مقوله توسعه سیاسی و شاخصهای پنجگانه مورد بررسی این پژوهش (کارآیی و کارآمدی دولت، مشارکت سیاسی، فعالیت احزاب و تشکّلهای سیاسی، فعالیت رسانههای خبری - تحلیلی و حضور زنان در عرصههای سیاسی - اجتماعی) در سطح شهرستانهای استان بوشهر، تأثیر فراوانی دارند. همچنین در ارزیابی صورتگرفته، از منظر شاخصهای توسعه سیاسی، فرمانداری عسلویه، به نسبت دیگر فرمانداریهای مورد مطالعه، عملکرد بهنسبت بهتری داشته است.
جامعه شناسی سیاسی
علی نانوایی؛ محمد باقر خرمشاد
چکیده
تأثیر متقابل بین نهادها و قواعد شناختی در شکل دادن به مشروعیت سیاسی، جنبه ای محوری و در عین حال پیچیده در درک تحولات سیاسی است. این مقاله به بررسی این رابطه پیچیده در چارچوب تحولات سیاسی ایران - از سلطنت پهلوی تا ظهور جمهوری اسلامی - میپردازد و پویاییهای دگرگونکننده و پیامدهای آن را آشکار میکند. این تحقیق در هسته خود به دنبال پاسخ ...
بیشتر
تأثیر متقابل بین نهادها و قواعد شناختی در شکل دادن به مشروعیت سیاسی، جنبه ای محوری و در عین حال پیچیده در درک تحولات سیاسی است. این مقاله به بررسی این رابطه پیچیده در چارچوب تحولات سیاسی ایران - از سلطنت پهلوی تا ظهور جمهوری اسلامی - میپردازد و پویاییهای دگرگونکننده و پیامدهای آن را آشکار میکند. این تحقیق در هسته خود به دنبال پاسخ به این سوال اساسی است: روابط متقابل قواعد شناختی و نهادها، چگونه با اثرگذاری بر مشروعیت وتحولات سیاسی، موجب انقلاب اسلامی ایران شد؟ پاسخ به این سوال به درک عمیقتر فرآیندها، رفتارها و پویاییهای سیاسی رخ داده در انقلاب کمک میکند. هدف این تحقیق بررسی نحوه تعامل قواعد شناختی با ساختارهای نهادی و ارتباط آن با مشروعیت سیاسی و همچنین درک پیچیدگیهای تحولات سیاسی و وقوع انقلاب است. روش این پژوهش کیفی و تفسیری-تحلیلی است. تحلیل با ترسیم ساختار نهادی ذیل حکومت پهلوی آغاز میشود که از ویژگیهای آن، اقتدار متمرکز و تحمیل قواعد شناختی سکولار و غربگرا است. این پسزمینه، بستر را برای درک فرسایش مشروعیت ناشی از نارضایتیهای عمومی، نابرابریهای اجتماعی-اقتصادی و به حاشیه رانده شدن ارزشهای سنتی و میل اجتماعی برای تغییرات دگرگونکننده فراهم میکند. در میان نارضایتی های اجتماعی، انقلاب اسلامی به عنوان نقطه عطفی ظهور کرد که هم چارچوبهای نهادی و هم قواعد شناختی را تغییر میدهد. ماهیت دگرگونکننده تغییرات قواعد شناختی در این دوره در شکلدهی برداشتها از مشروعیت سیاسی بسیار مهم است.
اندیشه سیاسی
داریوش رحمتی؛ آناهیتا معتضد راد
چکیده
مبانی دینی دولت درایران باستان(باتکیه بر عصرساسانیان)چکیده:دولت مفهومی مدرن و متاخر در حوزه حکمرانی واداره جامعه است که وجود آن برای هرنظم اجتماعی ضروری به نظرمی رسد. این مفهوم درایران باستان بعنوان نهادی برای اجرای جهانداری در چارچوب مفهوم شهریاری(شاه آرمانی) قابل درک و توضیح می باشد. اندیشه ای که در دوره ماد آغاز و در دوره های هخامنشی، ...
بیشتر
مبانی دینی دولت درایران باستان(باتکیه بر عصرساسانیان)چکیده:دولت مفهومی مدرن و متاخر در حوزه حکمرانی واداره جامعه است که وجود آن برای هرنظم اجتماعی ضروری به نظرمی رسد. این مفهوم درایران باستان بعنوان نهادی برای اجرای جهانداری در چارچوب مفهوم شهریاری(شاه آرمانی) قابل درک و توضیح می باشد. اندیشه ای که در دوره ماد آغاز و در دوره های هخامنشی، اشکانی و ساسانی تحول و قوام یافت و در دوره ساسانی پیوستگی میان سیاست و دین به اوج مفهومی خود در عرصه سیاست شاهی رسید. بر همین مبنا نوشتار حاضر در صدد پاسخ به این پرسش است که کدام شرایط و علل نظری و عملی سبب شد تا ساسانیان بتوانند نخستین دولت دینی در ایران باستان توسط ساسانیان بنیان نهاده شود؟ در همین راستا و با بهره مندی از روش جامعه شناسی تاریخی سعی شده تا ضمن مداقه در زمینه ها و مفاهیم فلسفی- سیاسی اندیشه شاهی ایران باستان از دوره ماد و بررسی شرایط سیاسی موجود و تطورات آن در دوره های هخامنشیان و اشکانیان به عنوان علل نظری و عملی چگونگی پیدایش نخستین دولت دینی در ساختار سیاست ایران باستان در دوره ساسانی پرداخته شود . یافته های مقاله موید تایید مسئله اصلی پژوهش هستند که تاسیس نخستین دولت با مبانی دینی در ایران باستان در دوره ساسانی در نتیجه تحول در اندیشه سیاسی شاهی در حوزه های فکری (دین)، سیاسی (شاه) و اجتماعی (خانواده و طبقات) در دورانهای هخامنشیان و اشکانیان صورت گرفته است. واژگان کلیدی: دولت دینی،ایران باستان،فره ایزدی،شاه آرمانی،اندیشه ایرانشهری،دولت ساسانی
محمود بهارلو؛ مجید عباسی
چکیده
نقش و جایگاه دولت در ابعاد مختلف توسعه یکی از مهمترین دغدغههای فکری دولتمردان دوران معاصر می باشد؛ بگونهای که نزد متفکران و حتی عامه مردم نیز اهمیت بسزایی دارد. لذا در مقاله پیشرو مهمترین اهداف عبارتند از: بررسی تطبیقی نقش دولت در توسعه اقتصادی میان کشورهای ایران و مالزی که بصورت موردی در ایران دولت-های هاشمی رفسنجانی و سید ...
بیشتر
نقش و جایگاه دولت در ابعاد مختلف توسعه یکی از مهمترین دغدغههای فکری دولتمردان دوران معاصر می باشد؛ بگونهای که نزد متفکران و حتی عامه مردم نیز اهمیت بسزایی دارد. لذا در مقاله پیشرو مهمترین اهداف عبارتند از: بررسی تطبیقی نقش دولت در توسعه اقتصادی میان کشورهای ایران و مالزی که بصورت موردی در ایران دولت-های هاشمی رفسنجانی و سید محمدخاتمی با دوران نخستوزیری ماهاتیر محمد در مالزی(1981-2003) را در بر می گیرد. یافته های مقاله نشان می دهد: جمهوری اسلامی ایران در دوران هاشمی رفسنجانی(۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶) با تاکید بر سیاست باز اقتصادی و اجرای اولین برنامه ۵ ساله توسعه، بیشتر توسعه اقتصادی کشور را مدنظر داشت و سید محمدخاتمی(۱۳۷۶-۱۳۸۴) با تکیه بر گسترش روابط با کشورهای خارجی، بیشتر توسعه سیاسی و مدنی را مدنظر داشت. مالزی در دوره ماهاتیر محمد با تکیه بر سیاست نگرش به شرق و الگو قراردادن ژاپن و کرهجنوبی، ایجاد یک قدرت دیوانسالاری مشروع و کابینهای متشکل از متخصصان و دانشمندان عرصههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به توسعه مالزی همت گمارد. در برنامههای توسعه جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر آموزههای اسلامی و شاخصههایی همانند تلاش برای تحقق عدالت اجتماعی، رشد و توسعه پایدار اقتصادی، قابلیتهای فناوری، خلق مزیتهای رقابتی، متنوعسازی پایه صادرات صنعتی و مواردی از این دست به وفور مشاهده میشود. اما به دلیل بی-توجهی به استراتژی صنعتی کشور، عدم شناسایی صنایع ارجح، ابهام و عدم پیشبینی پیوند بین بنگاهها و شکل-گیری خوشههای صنعتی برنامههای مدون تاکنون از موفقیت در اجرا باز ماندهاند.
دولت
احمد فرشادیان؛ مصطفی زالی
چکیده
عدالت اجتماعی در خوانش معاصر به معنای الزام دولت به تضمین دسترسی همگان به حد مشخصی از امکانات است. نظریههای مختلف عدالت اجتماعی در این دریافت مشترکاند که شناسایی چنین تعهدی برای دولت با به رسمیت شناختن حقی برای مداخله در حقوق و آزادیهای اولیه همراه است؛ به نحوی که عدم پذیرش مداخله دولت در آزادیها، سرانجام به نفی سیاستهای بازتوزیعیِ ...
بیشتر
عدالت اجتماعی در خوانش معاصر به معنای الزام دولت به تضمین دسترسی همگان به حد مشخصی از امکانات است. نظریههای مختلف عدالت اجتماعی در این دریافت مشترکاند که شناسایی چنین تعهدی برای دولت با به رسمیت شناختن حقی برای مداخله در حقوق و آزادیهای اولیه همراه است؛ به نحوی که عدم پذیرش مداخله دولت در آزادیها، سرانجام به نفی سیاستهای بازتوزیعیِ عدالتمحور میانجامد. به هرروی، دولت برای تحقق عدالت اجتماعی ناگزیر به تحدید حقوق و آزادیهای اولیه و به طور خاص مالکیت خواهد بود. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نیز در خلال اصول مختلف خود از یک سو عدالت اجتماعی را مقصد کلان خود برشمرده و از دیگر سو، حقوق و آزادیهای اولیه را به صورت حداکثری تضمین نموده است. بدین ترتیب، بررسی «تزاحم میان تحقق عدالت اجتماعی با تضمین حداکثری حقوق و آزادیهای اولیه مشروع» مسئله پژوهش حاضر را سامان میبخشد. این نوشتار میکوشد تا با روشی توصیفی-تحلیلی و با رجوع به مبانی کلامی-فقهی قانون اساسی، عامل مشروعیت و ضابطهای برای حل مسئله مذکور بیابد و به این پرسش پاسخ دهد که «آیا دولت میتواند حقوق و آزادیهای اولیه مشروع را به نفع عدالت محدود نماید؟». سرانجام نتایج پژوهش حاکی از آن است که مبتنی بر تقدّم خیر و مصلحت عمومی بر نفع شخصی و نیز شناسایی عدالت اجتماعی بهمثابه ضابطه مفهومی و یکی از ملاکهای تشخیص مصلحت عمومی، میتوان از تقدم عدالت بر حقوق و آزادیها سخن گفت. در این میان، ولایت مطلقه فقیه بهمثابه عاملی برای مشروعیت گذار از وضع بیعدالتی به جامعهای عادلانه نقش ایفا میکند.
جامعه شناسی سیاسی
مرتضی پرویزن؛ جعفر هزارجریبی
چکیده
پروسه مدرنیته سیاسی بهموازات تحول در ایدههای بنیادی سیاست (عدالت، آزادی، برابری و..) منجر به اهمیت تجلی اراده عمومی در سازوکار سیاسی شد و چالش مشروعیت بخشی دولتها منجر به برجستهشدن نقش هژمونی اخلاقی سیاسی و اقناع عمومی گردید. سازوکار ایدئولوژیک دولت با فراخوانی هیجانات و عواطف جامعه و همارز کردن معانی مدنظر با دالهای متعالی، ...
بیشتر
پروسه مدرنیته سیاسی بهموازات تحول در ایدههای بنیادی سیاست (عدالت، آزادی، برابری و..) منجر به اهمیت تجلی اراده عمومی در سازوکار سیاسی شد و چالش مشروعیت بخشی دولتها منجر به برجستهشدن نقش هژمونی اخلاقی سیاسی و اقناع عمومی گردید. سازوکار ایدئولوژیک دولت با فراخوانی هیجانات و عواطف جامعه و همارز کردن معانی مدنظر با دالهای متعالی، موقعیتهای سوژگانی را تثبیت گرداند؛ لذا تألیف موقعیتهای سوژگانی و دلالت مندی میل در پرتو گفتمان و سیطره بخشی آن در بستر ایدئولوژی امری اجتنابناپذیر برای دولتها تلقی میشود. یکی از منافذ اصلی سوژگانی حوزة اخلاقی است و قدرت نیز تلاش مینماید بهواسطه استحاله زنجیره دلالتی عدالت، حقیقت اخلاقی را برساخت نماید که آگاهی اخلاقی و عاطفی سوژه بهنوعی استیضاح شود که انگیزههای کنش نتواند به حس تعهد اخلاقی اجتماعی تجهیز شود. کثرتگرایی پستمدرن با تجسد آرمانهای انسانی و اخلاقی همواره ایده عدالت را بازسازی میکند و در مقابل روند توتالیتاریسم مقاومت دائمی را تألیف میکند. در این مطالعه تلاش شد که هویت مسئلهدار و تأسیسی سوژه را بهموازات ایده عدالت در پرتو هستیشناسی سیاسی و لنز مفهومی لاکلائو و موفه مورد موشکافی قرار گیرد تا امکان پیکربندی سوژه را به مناسبات تحولات معنایی سیاست واکاوی شود. محور این مقاله امکان رهایی بخشی عدالت با توسل به لنز مفهومی لاکلائو و موفه و بهرهمندی از هستیشناسی سیاسی است. از نتایج این مقاله می توان به امکان مقاومت، رهایی بخشی انبساط عدالت، تقویت تعهدات اخلاقی در راستای آگاهی جمعی اشاره کرد، که همین امر کنشگری سیاسی را در برابر قدرت دولت ممکن می کند.
اندیشه سیاسی
ابراهیم عباسی؛ عادل نعمتی
چکیده
پرسش اساسی این مقاله، مفهومپردازی از حکمرانی و ماهیت آن در سیاستورزی ایرانی و نسبت آن با ماهیت حکمرانی در غرب است. فرضیه این نوشتار آنست که ماهیت تاریخی حکمرانی در تاریخ پایهی ایران تا قبل از برخورد با نظم تمدنی مدرنیته غربی در قرن شانزدهم میلادی را نمیتوان در قالب الگوهای دوگانه حکمرانی در غرب، «امپراطوری» و «دولت ...
بیشتر
پرسش اساسی این مقاله، مفهومپردازی از حکمرانی و ماهیت آن در سیاستورزی ایرانی و نسبت آن با ماهیت حکمرانی در غرب است. فرضیه این نوشتار آنست که ماهیت تاریخی حکمرانی در تاریخ پایهی ایران تا قبل از برخورد با نظم تمدنی مدرنیته غربی در قرن شانزدهم میلادی را نمیتوان در قالب الگوهای دوگانه حکمرانی در غرب، «امپراطوری» و «دولت ملت»، مفصلبندی نمود بلکه این تاریخ پایه بر مبنای مولفههای جغرافیای سرزمینی و تاریخی ایران، یک ساختار تاریخی متمایز از الگوهای دوگانه غربی در حکمرانی را دارا بودهاست. در این مقاله، این الگوی حکمرانی را « ملت تمدنی» مفهومپردازی کردهایم. در این مقاله ایده ملت تمدنی بر اساس مفهوم حکمرانی جیمز روزنا و مفهوم "آفهیبن" هگلی مفهومپردازی میگردد. یافتههای پژوهش بر مبنای مفهوم «ملت تمدنی»، نشان میدهد ایده ایران در تاریخ خود دارای سه سطح ذیل بودهاست: ۱-«ایران»: ابژهی جغرافیای سرزمینی ایران به عنوان یک ابژهی هستیشناختیِ مستقل و غیرِبرساخته که دارای ماهیت ازلی و ابدی میباشد. ۲- « ایرانی»: کثرتگرایی اقوام و ادیان مختلف و مخالف به عنوان کارگزار اجتماعی که برساخته و همواره در حال دگردیسی تاریخی بودهاند. ۳- «تکنولوژیهای حکمرانی ملت تمدنی ایران»: سازوکارهای حکمرانی یا حکومت کردن بدون رابطه سلطه و تغلب بین حاکمان و محکومان و بین اقوام و ادیان مختلف و متکثر ایرانی با بستر مشترک جغرافیای سرزمینی فلات ایران که میانجی بین مفهوم «ایران» با مفهوم «ایرانی» بودهاند. یافتههای فوق با رجوع به نصوص اصیل ایرانی و روش تاریخ ایدهها به بحث گذاشته میشود.
مسائل ایران
سعید نادری اصل؛ اسحاق سلطانی
چکیده
با گذشت زمان و پیچیدهتر شدن جوامع مدرن، مفهوم مشارکت (سیاسی)، ابعاد و سویههای مختلفی یافته و بالتبع جایگاه و ابعاد آن در حوزههای مطالعاتی مختلف از جمله بازاریابی سیاسی دچار تحولات و تطوراتی شده است که بدون در نظرگرفتن این تحولات، هیچگونه تجویزی ممکن نخواهد بود. از این رو در مقاله حاضر با استفاده از روش کیفی و راهبرد پژوهشی مطالعه ...
بیشتر
با گذشت زمان و پیچیدهتر شدن جوامع مدرن، مفهوم مشارکت (سیاسی)، ابعاد و سویههای مختلفی یافته و بالتبع جایگاه و ابعاد آن در حوزههای مطالعاتی مختلف از جمله بازاریابی سیاسی دچار تحولات و تطوراتی شده است که بدون در نظرگرفتن این تحولات، هیچگونه تجویزی ممکن نخواهد بود. از این رو در مقاله حاضر با استفاده از روش کیفی و راهبرد پژوهشی مطالعه موردی به این سؤال پرداخته میشود که «از منظر بازاریابی سیاسی، مشارکت سیاسی ایرانیان در دوره مشروطه چگونه رقم میخورد؟». برای دستیابی به پاسخی تحلیلی از چارچوب مطالعات بازاریابی سیاسی برای تبیین بازار سیاست بهره برده و با استفاده از مدل ذینفعان سیاسی فلیپ کاتلر و نیل کاتلر (1999)، پنج ذینفع (1)روحانیون، (2)مطبوعات، (3)بیگانگان، (4)حاکمان و (5)مردم مورد شناسایی قرار گرفت. بر این اساس روشن میشود که حاکمان دارای رویکردی سنتی و محصولمحور، مطبوعات دارای رویکردی سنتی و محصول محور و به صورت کل رویکرد فروشمحور، بیگانگان رویکرد فروش محور، مردم نیز دارای رویکرد فروش محور بوده و روحانیون طرفدار آیت الله شیخ فضل الله نوری دارای رویکرد سنتی و محصولمحور و بخش دیگر روحانیون متأثر از روشنفکران دارای رویکرد فروش محور بودند. همچنین مشارکت در عصر مشروطه برهم کنش تلاشهای ذینفعان مختلف بازار بوده است و قطعاً میزان مشارکت هرکدام از ایشان متأثر از درکشان از عملکرد و بازیگری سایر ذینفعان بوده است.