دوره و شماره: دوره 1، شماره 1، بهار 1394، صفحه 1-215 

بررسی مقایسه‎ای مبانی متافیزیکی نظریه‌ی سیاسی در ایران و چین باستان

صفحه 1-21

https://doi.org/10.22054/tssq.2015.1509

دال سیونگ یو

چکیده چکیده
اگر کیهان‌شناسی عصر آگاهیِ اسطوره‌‌ای را پایه‌ی نخستینِ شکل متافیزیک و بنیادِ رشد یک جهان‌شناسی منسجم به‌شمار آوریم، هم در تمدن چین و هم در تمدن ایران باستان نظریه‌ی سیاسی با یک منظومه‌ی متافیزیکی در پیوند انداموار قرار گرفته است. باتوجه به شباهت‌های قابل توجه‌ی منظومه‌های کیهان‌شناسی در میان نخستین اقوام تمدن‌ساز هم‌چون چینی‌ها، هندی‌ها، مصری‌ها و ایرانی‌ها مقایسه‌ی مبانی متافیزیکی نظریه‌ی سیاسی تمدن‌های باستانی می‌تواند موضوع جالب توجهی در مطالعات حوزه‌ی اندیشه‌ی سیاسی باشد. این نوشته نگاهی فشرده و تطبیقی به مبانی متافیزیکی نظریه‌ی سیاسی در کیهان‌شناسی چین و ایران دارد. پرسش اصلی این است که در دو تمدن کهن چین و ایران نظریه‌ی سیاسی با مبانیِ متافیزیکی آنها چه رابطه‌ای داشته است و در مقامِ مقایسه این ارتباط را چگونه می‌توان مفهوم‌بندی کرد؟ این مطالعه می‌تواند به درک بهتر ما از سرشت اندیشه سیاسی در دوره آغازین تمدن بشر کمک کند.

حکمرانی، دولت و توزیع قدرت در گفتمان «ترقیِ» ایران عصر ناصری

صفحه 23-56

https://doi.org/10.22054/tssq.2015.1510

شجاع احمدوند، مجتبی یاور

چکیده چکیده
حکمرانیِ ایرانی در سده‌ی نوزده میلادی، سرآغاز شکل‌گیری گونه‌ای دیگر از حکمرانی، متفاوت با دوره‌های پیشین بود. نوعی تغییر در سبک حکومت‌گری، که در نیمه‌ی دوم قرن و در عصر پنجاه‌ ساله‌ی ناصری، با به‌کارگیریِ مفهوم نظری و عملیِ «ترقی» برای توصیف آن از سوی نیروهای چندگانه‌ای که خواهان «ترقی» بودند، در یک گفتمان مفصل‌بندی شد؛ گفتمان «ترقی» و تغییر در حکمرانی، به کانون نوشتارها و کردارهای آن دوره مبدل شده بود. در این مقاله، قصد ما آشکار ساختن نقش (آگاهانه و ناآگانه‌ی) حکومت در انطباق خود با شرایط و تحولات جدید و میزان انبساط آن در پذیرش انطباق با تحولات است. تغییرات نوخواهانه در طول سده‌ی نوزده در ایران، حکمرانیِ ایرانی را به سمت‌وسویی کشاند که به‌ میزانی از توزیعِ قدرت مطلقه‌ی سیاسی تن در دهد؛ شکلی از واگذاریِ حداقلیِ بخشی از اختیارات سنتی نهاد پادشاهی در سطوح جدید بوروکراتیک. این تغییرات که هم‌چون افزونه‌ای بیرونی بر اقتدار مطلق و دیرینه‌ی آن حادث و اضافه شده بود فراتر از ظرفیت و امکان‌های نهاد سنتیِ پادشاهی بود؛ از این‌رو، برای تحقق آنها ناگزیر به چشم‌پوشی از بخش‌هایی از اختیارات سنتی خود گشت.

مفهوم‌بندی وبری دولت

صفحه 58-80

https://doi.org/10.22054/tssq.2015.1511

احمد گل محمدی

چکیده چکیده
در ­حالی که دولت از مهم­ترین نهادهای زندگی اجتماعی و شاید مهم­ترینِ آنها به­ شمار می­آید موضع چندان روشنی دربارۀ ماهیت یا چیستی آن وجود ندارد و مواضع موجود نسبتا کلی و مبهم هستند. از آنجا که چنین ابهامی پیامدهای ناپسندی در زمینۀ سیاست­گذاری­های کلان و ارزیابی آنها دارد در این نوشتار می­کوشیم موضعی نسبتا مشخص دربارۀ چیستی دولت اتخاذ کنیم. بنابراین پس از نیم­نگاهی انتقادی به ادبیات موجود و بیان استدلال­هایی دربارۀ لزوم و امکان تعریف دولت، با توسل به تعریف وبر از دولت، به­عنوان نهاد مدعی اعمال انحصاری زور مشروع در قلمرو معین، دولت را «نهاد سیاسی خاص» تعریف می­کنیم. آنگاه بر اساس این شئون سه­گانۀ دولت، عناصر لازم و کافی آن را بازشناسی می­کنیم و نشان می­دهیم که این عناصر با چه نسبتی دولت را شکل می­دهند. البته به ماهیت متناقض دولت و عناصر تکمیلی آن هم اشاره خواهیم کرد.

نظریۀ دولت در اندیشۀ سیاسی علامه صدر

صفحه 81-112

https://doi.org/10.22054/tssq.2015.1516

محمدحسین جمشیدی

چکیده چکیده
اندیشمند شهید سید محمد باقر صدر بر مبنای باور به توحید، عدل و کرامت انسان، سه اصل حاکمیت مطلقۀ خداوند بر جهان، آزادی انسان و در نتیجه ضرورت تدبیر سرنوشت جمعی انسان به دست خودش را استنتاج می‌کند. اما نتیجۀ پذیرش این سه اصل، باور به خلافت و جانشینی انسان در زمین از سوی خدا ست، که بعد سیاسی آن از طریق تشکیل «دولت» در جامعۀ بشری به عنوان ضرورتی انکارناپذیر صورت می‌گیرد. بر این مبنا پرسش اصلی این مقاله این است که در اندیشۀ سیاسی شهید صدر، دولت چیست و چه جایگاهی دارد؟ بر مبنای منطق شکل‌گیری اندیشۀ شهید صدر و بررسی آثار وی در می‌یابیم که دولت در اندیشۀ شهید صدر یک ضرورت انسانی و تاریخی است، که شکل کامل آن در قالب دولت اسلامی تجلی یافته است. لذا دولت اسلامی هم برای تحقق اسلام دارای ضرورت شرعی است و هم برای رساندن انسان‌ها به کمال و سعادت و رفاه، دارای ضرورت مدنی و تمدنی است، که مبتنی بر اصل تکوین و فطرت انسانی می‌باشد.

ماهیت حقوقی داعش در حقوق بین‌الملل: دولت یا بازیگر غیردولتی؟

صفحه 113-131

https://doi.org/10.22054/tssq.2015.1517

سید قاسم زمانی

چکیده چکیده
تحولات حقوق بین​الملل مدرن به ظهور بازیگران جدیدی در جامعه‌ی بین​المللی انجامیده که هر یک به‌نوعی در عرصه‌ی بین​المللی ایفای نقش می​کنند. با این وصف، هرچند دولت‌ها هم‌چنان در قامت تابع اولیه و اصلی حقوق بین​الملل در عرصه‌های مختلفِ هنجارسازی و تبعیت از قواعد و اصول حقوق بین​الملل خودنمایی می​کنند؛ اما ظهور کنشگران غیردولتی در عرصه‌ی بین​المللی نیز منشا تحولاتی جدی در سطوح مختلف حقوق بین​الملل شده است. این تحولات گاه زمینه​ساز تشتت و ابهام در نقش و جایگاه بازیگران و تعیین قلمرو حقوق و تعهدات‌شان در صحنه‌ی بین‌المللی است. ظهور «دولت اسلامی عراق و شام» و یا به اصطلاح «داعش» در صحنه‌ی بین​المللی نیز از این امر مستثنی نیست. ظهور داعش و اقدامات خشونت​باری که تحت لوای دولتی اسلامی در عراق و سوریه انجام می​دهد، با واکنش‌های جدی در جامعه‌ی بین​المللی همراه شده و این پرسش جدی را در اذهان برانگیخته است که ماهیت داعش در حقوق بین​الملل معاصر چیست و نقش و جایگاه آن در صحنه‌ی بین‌المللی چگونه قابل تعریف است؟ در این مقاله، با تحلیل ماهیت داعش و رویه‌ی بین​المللی نتیجه گرفته می‌شود که داعش فاقد برخی معیارهای ضروری برای تشکیل دولت است و صرفاً بازیگری غیردولتی است.

بحران دولت رفاهی سرمایه‌داری: تحلیلی بر دیدگاه کلاوس افه

صفحه 133-174

https://doi.org/10.22054/tssq.2015.1518

عباس کشاورز شکری

چکیده چکیده
 سوال اصلی این مقاله آن است که چرا دولت رفاهی سرمایه‌داری در مغرب‌زمین از دیدگاه کلاوس افه با بحران مواجه می‌شود؟ روش به کار رفته در این مقاله تحلیل اسنادی است و لذا از کتب و مقالات کلاوس افه و نظریه‌پردازان مطرح در این حوزه برای توضیح نظرات وی استفاده شده است. از دیدگاه کلاوس افه، برخلاف دیدگاه‌های ساختارگرایانه و ابزارگرایانه، دولت رفاهی سرمایه‌داری در مغرب‌زمین از استقلال نسبی برخوردار است و به صورت داوری مستقل در مبارزات طبقاتی در فرآیند انباشت سرمایه ظاهر می‌شود. ولی کارکردهای متعارض این دولت، آن را دچار بحران می‌سازد. به این ترتیب دولت از یک سو نباید در فرآیند انباشت سرمایه دخالت کند، اما در عین حال باید فرآیند انباشت را تضمین کند و به تقاضاهای طبقات بورژوازی پاسخ گوید. همچنین دولت باید هزینه‌های عظیم بوروکراسی دولت را از فرآیند انباشت تأمین نماید و لذا به فرآیند انباشت وابسته است. اما از سوی دیگر دولت برای جلب رضایت طبقات فرودست باید سیاست‌های رفاهی و توزیعی در پیش گیرد و کارکرد تضمین انباشت سرمایۀ خود را انکار و استتار نماید تا مشروعیتش حفظ شود. چون این کارکردها با هم متعارض هستند، لذا دولت رفاهی با بحران مواجه می‌شود.

دولت مشروطه و حکومت‌مندی مکانیکی

صفحه 176-215

https://doi.org/10.22054/tssq.2015.1519

روح الله اسلامی

چکیده چکیده
شیوه­های اعمال و نیز محدود کردن قدرت در سال­های منتهی به مشروطه به ناگاه وجوه نظری جدیدی پیدا می‌کند. بعد از آن که حکومت­مندی متافیزیکی ایران در سلسلۀ قاجار پدیداری بسیار انحطاط‌آمیز پیدا کرد، وجوه فروپاشی، شکست و تجزیۀ ایران آغاز شد، به نحوی که ایران در همۀ نبردها شکست خورد و مردم ایران یعنی رعیتِ تحت سلطۀ ظل‌السلطان­ها از تحقیر داخلی و خارجی به تنگ آمدند. در این فضای بحرانی که تمامیت ارضی ایران در حال نابود شدن بود، برخی از متفکران ایرانی، شیوه­های جدیدی از ساماندهی امر سیاسی را معرفی کردند. سال‌های پایانی سلسلۀ قاجار به ویژه هنگام به وجود آمدن مشروطه، برابر است با ورود ایران به عصر فیزیک و مکانیک قدرت که پیش از آن به شکل سیستمی و کارکردی سابقه نداشته است. در شکل فیزیکیِ حکومت­مندی، قدرت تبلوری مکانیکی و بوروکراتیک پیدا می­کند. یعنی با چینش ساختارها و نهادهای بیرونی، می­توان سیاست را به گونه­ای در بُعد داخلی و خارجی نظم داد که صلح، رفاه و شادی و قدرت را برای واحدهای سیاسی به ارمغان آورد. در این فصل با استفاده از چارچوب نظری حکومت­مندی به دو رسالۀ اوّلیه و پیشرو در زمینۀ مکانیک قدرت در ایران می­پردازیم. رسالۀ اوّل متنی فقهی و بومی از آیت‌الله نائینی است که با محوریت قرار دادن قرآن، زندگی پیامبر (ص) و به ویژه نهج البلاغه الزامات قدرت مکانیکی را ترسیم می­کند. متن دوم مجموعه درس­های محمد علی فروغی است که اولین متن قانون اساسی ایران نیز به شمار می­آید، چرا که درس­های او در مدرسۀ علوم سیاسی بعدها توسط نظریه­پردازان و شاگردانش در قانون اساسی ایران جای گرفت. به‌طور خلاصه این پژوهش به ورود حقوقی و فقهی ایران به حکومت­مندی مکانیکی–بوروکراتیک یا دولت مشروطه می­پردازد.