دولت
ماندانا سجادی
چکیده
از حدود سال ۲۰۱۰ میلادی دولتهای مختلف به پیشگامی انگلستان، به ادغام دانش مغز در فرایند حکمرانی مبادرت ورزیدند و ساختارهای سازمانی ویژهای را در بدنه دولت متولی تصمیمسازی مبتنی بر علوم شناختی کردند. با این حال در ایران، ضمن کاربست فزاینده اصطلاح «حکمرانی شناختی» نهادینهسازی برای اجرای آن صورت نگرفته است. یکی ...
بیشتر
از حدود سال ۲۰۱۰ میلادی دولتهای مختلف به پیشگامی انگلستان، به ادغام دانش مغز در فرایند حکمرانی مبادرت ورزیدند و ساختارهای سازمانی ویژهای را در بدنه دولت متولی تصمیمسازی مبتنی بر علوم شناختی کردند. با این حال در ایران، ضمن کاربست فزاینده اصطلاح «حکمرانی شناختی» نهادینهسازی برای اجرای آن صورت نگرفته است. یکی از حلقههای مفقوده تبیین این مفهوم توجه به سایر ابعاد ذاتی دولتها از جمله فرهنگ سیاسی منحصربهفرد آنهاست که در فرایند حکمرانی بازتاب مییابد. پرسش اصلی این است که فرهنگ سیاسی دولتها چگونه بر شکلگیری ساختار سازمانی حکمرانی شناختی آنها تأثیر گذاشته است؟ این مقاله در قالب یک پژوهش کیفی با رویکرد موردکاوی تطبیقی، تجربه سه کشور انگلستان، آلمان و هلند را در زمینه حکمرانی شناختی با یکدیگر مقایسه میکند. فرض ابتدای مقاله این است که فرهنگ سیاسی کشورها در برساخته شدن مدلهای متفاوت حکمرانی شناختی آنها تأثیر گذاشته است. یافتههای مقاله نشان میدهد که در آلمان فرهنگ سیاسی تمرکزگرا و اجماع محور منجر به شکلگیری نوعی حکمرانی شناختی متمرکز شده است. در مقابل فرهنگ سیاسی پولدری در هلند به شکلگیری مدل شبکهای در حکمرانی شناختی انجامیده است و سنتهای دموکراتیک و پارلمانی انگلستان در قالب نوعی حکمرانی شناختی غیرمتمرکز پدیدار گشته که به تدریج به سمت مدل شبکهای پیش میرود. نتایج حاصل از این مقاله بیانگر لزوم توجه به فرهنگ سیاسی منحصربهفرد کشور جمهوری اسلامی ایران در طراحی هرگونه ساختار سازمانی برای حکمرانی این کشور است.